#حضࢪت_عشق #مقام_معظم_دلبری

به اقاگفت:
میشہ ڪلاه تونوبدین به مَن؟
اقاجواب دادن:
نمیتونم
باهاش نماز میخونم
یه دونه برات میخرم
گفت:
صورتےباشه هاااا
چندروز بعد اقا واسش یک ڪلاه صورتے فرستاد:)
دیدگاه ها (۵)

داستان دل نشین خودم🥲 یه روزی هانما، از هانماهای شهر، یعنی ا...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

ترکم نکن

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

❌مهم❌خواهشا نیاین هیت بدین که سناریو هام رو خودم ننوشتم و هو...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

۳پارتی سینا ساعی وقتی

#تکپارتیموضوع:(وقتی سر یک موضوعی قهر کردیم ولی اون طاقت دعوا...

بانکه فقط ۲۵هزار تومن🤗 با یک چهارم رنگ اکریلیک و چند شیشه خی...

Intertwined fate of two enemies-part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط