آمدیم با تو سحرها حرفهاے یمان را زدیم
آمدیم با تو سحرها حرفهاے یمان را زدیم
خسته از رنجِ روزگار فریادهاے یمان را زدیم
بعد ازاتمام این ماه هر چه شد دگر پاے خودت
ما براے بنـــده بودن دست و پاے یمان، را زدیم
دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها
بر در خانه ات دست گداے یمان را بالا زدیم
پیش مردم آبرویمان_را_مبر ؛ ما هر کجا...
که رفته ایم حرفه کریمیِ_خداے یمان را زدیـم
خسته از رنجِ روزگار فریادهاے یمان را زدیم
بعد ازاتمام این ماه هر چه شد دگر پاے خودت
ما براے بنـــده بودن دست و پاے یمان، را زدیم
دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها
بر در خانه ات دست گداے یمان را بالا زدیم
پیش مردم آبرویمان_را_مبر ؛ ما هر کجا...
که رفته ایم حرفه کریمیِ_خداے یمان را زدیـم
- ۳۸۳
- ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط