{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدیم با تو سحرها حرف‎هاے یمان را زدیم

آمدیم با تو سحرها حرف‎هاے یمان را زدیم
خسته از رنجِ روزگار فریادهاے یمان را زدیم

بعد ازاتمام این ماه هر چه شد دگر پاے خودت
ما براے بنـــده بودن دست و پاے یمان، را زدیم

دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها
بر در خانه ات دست گداے یمان را بالا زدیم

پیش مردم آبرویمان_را_مبر ؛ ما هر کجا...
که رفته ایم حرفه کریمیِ_خداے یمان را زدیـم
دیدگاه ها (۱)

تو مرا یاد کنی یا نکنیباورت گر بشود؛ گر نشودحرفی نیست.اما نف...

**سوت پایان را بزن اینــجا شــرف_بی_قیمت است کاخ_نشینانش_ظــ...

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ...ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ...ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭ...

دزدکی از لای درزِ در نگاهت می کنمبا دو چشم مات و ناباور نگاه...

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم نالههای ربنا یا ربنایم را زد...

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم ناله های ربنايم را زدمبعد از...

عرض تبریک ارباب .......گهی برای خیر ما بلا درست میکنیاز اینط...

اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنیکمی برای خیر ما بلا درست می...

السلام علیک یا بقیه الله ع

منم یک سر و صد سودامنم یک تن و صد تنبورو یکصد بوق و کرناعشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط