آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال میخواهی ببخش و یا که میخواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام
کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم
آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو
پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم؟
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال میخواهی ببخش و یا که میخواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام
کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم
آخر ماهی خیالم را تو راحت کن بگو
پای تقدیر تو امضای عطایم را زدم؟
- ۱.۱k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط