خب خب خب یه درخاستی عاشقانه از جیمین داشتیم همراه با اسم

خب خب خب یه درخاستی عاشقانه از جیمین داشتیم همراه با اسم لیا و چون موضوعش نگفتن خدم انتخاب میکنم

وقتی پری. د شدی و بهش نگفتی ولی از روی تقویم میبینه
لیا ویو. اول صبح بود جیمین به طرز کیوتی تو بغلم خواب بود یه مایه گرمیو احساس کردم تقویمی که روی میز ارایشم بودو از دور نگاه کردم یه خاکبرسری به خودم گفتم اروم از جیمین جدا شدم رفتم تو دسشویی و بله کارای مربوط رو انجام دادم(که به ما مربوط نیست)با همون دل درد و کمر دردم رفتم برا جیمین خان موغول صبحونه اماده کردم و رفتم صداش کنم
جیمین ویو. تو خواب ناز اَبری و راحت بودم که دیدم لیا تند تند صدام میکنه
لیا. جیمیننننننننننن جیمیننن پاشو صبحونه بخور
جیمین. یا امام زاده بیژن یا خدا یا بیسمیلا چیشد؟؟؟؟
لیا. پاشو صبحونه بخور
جیمین. باشه
"بعد از صبحانه"
جیمین. عشقم من میرم اماده شم برم کمپانی
لیا. ایششش باشه
جیمین. عروسک امروز اعصاب نداریا
لیا. گگگگ
جیمین ویو. امروز اعصاب نداشت یه حدسایی میزدم چرا تو اتاق چشمم خورد به تقویم که بله خانم چیز شده قبل از کمپانی رفتم یه عالمه تنقلات و نوتلا پد خریدم برگشتم خونه
جیمین. عشقم
لیا.موچی مگه نمیرفتی کمپانی؟؟؟
ج. نه این برای شما امروز میمونم غذا درست کنم
لیا. فهمیدی؟ "سرش پایینه و خجالت کشیده"
جیمین. یا بیب خجالت نکش ما در اینده میخایم بچه بسازیم😈"موهاشو بهم میریزه"
لیا. یااااااااا منحرف بدبخت مرسی
جیمین. الان فحش بود یا تشکر؟؟؟
لیا. خیخی دوتاش
جیمین. یه بوسه سطحی روی لباش میزاره و میره تو اشپز خونه
لیا. جیمیننننن من سوپ و غذا های گرمی نمیخاممممم
جیمین. باید بخای بیتربیت حرفم نباشه"بعد از پختن غذا"
لیا. هقققق نمیخامممممم
جیمین. فکشو میگیره و غذا رو میکنه ته حلقش
لیا. خفم کردی ولی خوشمزه بود
جیمین. خیخی
لیا. داره بارون میاد بیا بریم زیر بارون
جیمین. باشه ولی لباس زیاد بپوش
لیا. چشم
جیمین. انگشتمو گرفت و کشوند زیر بارون خیس شدم ولی مهم نبود "برادر قرار نیست که خشک بشی"
لیا. جیمین بیا قر بدیم
جیمین. چشم
جیمین ویو. زیر بارون باهم بازی کردیم قر دادیم یه کارایی که ردیم به شما ربطی نداره خیس شدیم دوتامونم سرما خوردیم افتادیم توی خونه جین اومد برا مراقبتمون
جین. پدصگا گوه خوردین رفتین اون وقت من بلید بیام "رپ سوکجینی "
جیمین. اوهو اوهو"سرفه"هیونگ گوه خوردیم ول کننن
لیا. عاپوجی"عطسع"هیونگ سرم رفتتتت
جین. ببندین
این بحث تا بوق سگ ادامه پیدا کرد و دو سال بعد این زوج عاشق پیشه یه دخمل گوگولی گیرشون اومد تاماممممممم
(میدونم بد شده اگر مشکلی داره بگین دوباره بنویسم)
دیدگاه ها (۱۲)

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۸ویو لیا:صبحونه‌مون که تموم ش...

the first lie

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط