#سناریو_درخاستی

#سناریو_درخاستی
وقتی ب بچتون بیشتر اهمیت میده و حسودی میکنی
ـــــــــــــــــــــ/
نامی: اوخییی..بیا اینو بخون تا بچه رو بخابونم الان میام پیشت
ـــــــــــــــــــــ/
جین: وردوایدهندسام شماره ۲‌ ی حسودد
ـــــــــــــــــــــ/
یونگی: پیشیه من الان حسودی کرد ؟ اونم ب بچه‌ی خودش؟؟؟
ـــــــــــــــــــ/
هوسوک: عجیجم تورو هم خیلی دوس دارمممم
ـــــــــــــــــــ/
جیمین: موچی‌ی حسوددد، ببین گیرت بیارم زنده نمیازرمتتت کیوت خاننننن
ــــــــــــــــــــ/
تهیونگ: بچه‌رو بگیر بغلت هردوتونو بغل کنم..راستییی یونتاننننن! بدو بیا بخلمممم
یونتان: چ گیری کردیم ابلفضلی...
ـــــــــــــــــــ/
جونگکوک: بیا بچه رو بگیر دوتا شیرموز بیارم بزنیم بر بدن و بعدش بچه رو بخابون کارت دارم😈
ــــــــــــــــــ
کامنتا دوباره بسته میشن
دیدگاه ها (۰)

وقتی وسط مهمونی....🏵️جونگکوک: آماده شدی عزیزم؟؟ــ آره اومدم....

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

[•] عمارت عشق [•]Part number 26ـ«گاهی اوقات انسان ها عصبانی ...

Two

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

پارت : ۲۵ ادامه .....صاحاب مغازه : میگم شما آقای پارک جیمین ...

پارت 28 رمان عشق مدرسه ایو هیونجین یش ات . ات تو دلش گفت: ات...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

چند پارتی

part : 1Let's go 🤗شروع .ا.ت : امروز تهیونگ بعم زنگ زد و گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط