حصار گل سرخ

حصار گل سرخ
قسمت اول

اخرین امتحانم رو سه روز پیش دادم.بعدش هم ازادی.کلاس چهارم خدافظ!
سالی که کلاس سوم بودم،سروکلۀ ویروس کرونا پیدا شد.از اسفند کلاس سومم.میشد گفت خوش شانس بودم که دقیقا هفته قبل از اینکه بخاطر کرونا تعطیل بشه،جشن تکلیفمون بود.همش دلم برای دخترایی که تو اون دو،سه سال مجازی کلاس سوم رفتن ولی جشن تکلیف نداشتن میسوزه.بلاخره،یه بچه ۸،۹ساله،مگه میشه جشن یا جایزه یا هدیه دوست نداشته باشه؟
امتحانام رو مجازی داده بودم.
ساعت چند بود؟۱۵:۳۰بعدازظهر.
رو مبل تک نفرۀ کنار شومینه نشسته بودن و منتظر تموم شد تیتراژ اول فیلم بودم.فیلمی که میدیدم قطار دایناسور ها بود.یه داداش کوچیکۀ رومخ و چسب هم داشتم.اسمش سنجورو بود.مبل هامون به زانو دراومده بودن.تا چند سال قبل از تولد سنجورو،من کسی بودم که مدام رو دستۀ مبل ها راه میرفت و انقد اینکارو کرده بودم که تمام ابر های داخل دسته های مبل پودر شده بود و مبل شبیه ادمی شده بود که از گرسنگی استخوان هاش بیرون زده.
بابام،کایارو،سرویس بود.و مامانم،یور،دراز کشیده بود و چرت میزد.
البته یه برادر بزرگ هم داشتم.هشت سال بزرگتر از خودم و اسمش هایاتو بود.
خونه مامانبزرگم نزدیک خونمون بود.
هایاتو سال قبل از دست من و سنجورو که مدام مزاحمش میشدیم و نمیتونست برای کنکور درس بخونه فرار کرد و رفت اونجا.
بلاخره تیتراژ اول فیلم رد شد.سنجورو داشت از کنار مبل سعی میکرد خودشو بکشه بالا و بیاد رو مبل،منم که فکر میکردم بعد از یکم تلاش و نتونستن خودش بیخیال میشه و ادامه نمیده توجهی نکردم.زیاد طول نکشید که پاش سر بخوره،بیوفته،سرش به لبه شومینه بخوره و صداش گریش بلند بشه.
بابا با عجله از دسشویی پرید بیرون و دویید سمت ما.منم که بعد از افتادن سنجورو سریع بلند شدم و سعی کردم یجوری ساکتش کنم،منتظر بودم تا اون چند قدم پر بشه و به تعداد نامعلومی چک و لگد حواله‌م کنه.
منو زد،یکی دوتا هم نه،نه اینکه شمرده باشما،ولی متوجه شدم که از پنج تا بیشتر بود.تا وقتی که پاشم بدو برم تو اتاقم ول نکرد.رو تختم دراز کشیدم و داشتم گریه میکردم که صدای مامان رو شنیدم.داشت سر بابا داد میزد.بعد از چند دقیقه اومدن رو سر من و منم مو به مو گفتم که چیشد.البته که بازم چندتا لگد خوردم.بعدش رفتن بیرون و در محکم بسته شد.و بعد چند دقیقه دعوا،صدای کوبیدن و شکستن اومد.
(کسی که شخصیت اصلیه اسمش هانیز هست.کاراگتر خودمو براش گذاشتم)
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

《اسیر یک قرارداد》پارت ¹¹ویو سومیاورفتیم طبقه پایین و روی مبل...

برده عمارت جئون

چند پارتی

#ارباب.مافیا P1+ساعت شیش صبح بود بیدار شدم و رفتم حمام یه دو...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

پارت شانزده

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط