میدونی چیه ...

میدونی چیه ...
یه وقتایی یه خواستنایی هست ک نمیشه داشتشون....
اینا همش دروغه ک میگن خواستن توانستنه....
من روزی هزار بار بهش گفتم دوست دارم...هر کاری کردم ک بهش بفهونم
چقدر برام با ارزشه....
دلم میخواست
اون حسی ک من دارم توی قلب اونم به وجود بیاد...
اما نتونستم....
حالا فهمیدی؟خواستن توانستن نیست...
من خواستمش...
اما اون منو نخواست...
میفهمی منو نخواست...
نه میخوام طفره برم ...
نه نداشتن تفاهم و بهونه کنم.....
فقط گفت منو نمیخواد...
همین.......

#شادی_ادیب
دیدگاه ها (۱)

رمان عشق ممنوع

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

ابلیس

#pain#P¹⁰³#Season²جونگکوک برمیگرده به سمتش. _ و اگر نخوام که...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۰پیرزن از جاش بلند ...

نماینده ها مجلس شما ها دارید چیکار میکنید؟پول مفت میگیرید خو...

ابلیس

مهمونی خطرناکپارت=28ویو اتبالاخره به خونه رسیدیماز ماشین پیا...

The last partاز ماشین پیاده شدیم و دست همو محکم گرفتیم.. شرو...

پارت اخرپارت ۲۰ #پشت غرورتبارون آروم روی شیشه‌های بیمارستان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط