{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای وای

وای وای
امروز تو راه شمال یجا وایسادیم بعد من یکی رو دیدم از پشت شبیه نیما بود تو مغازه اقا منم اشک تو چشمام جمع شد بدو بدو رفتم سمت مغازه دیدم نیما نیست:)))))ریده شد تو حالم:))))))))))اصن حالم گوهییییییی
دیدگاه ها (۵)

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

عشق خیانت انتقام

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

وقتی اسپایدرمن بود و تو... ᴘᴀʀᴛ1شاید بگید این ها همش الکی ول...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁵....

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

ایدل من#پارت_2 کوک بلند شد و اومد سمت من. سعی کرد دستم رو بگ...

the first lie

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط