𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 020
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نیشخندی زد و هولم و داد و خودش از کمرم گرفت نگهم داشت با برگای ریخته نگاهش کردم که سرشو برد تو گردنم و اروم بم گفت"
_متاسفانه فعلا محو همین کره بز شدی درست نیست فسقلی ؟
خدایا خدایا الان سرمو میکوبم به دیوار تا الان میگفت سلیطه الان شدم فسقلی وای وای وای
لپاپ از خجالت و عصبانیت سرخ شده بود دیگه نتونستم تحمل کنم با عصبی شدم و موهاشو کشیدم و
با لگد به پشتش زدم که افتاد زمین منم رفتم رو کولش و موهاشو بدتر کشیدم
که فکر کنم صدای عربده هاش گوش هفت اسمونم کر کرد با یاداوری هر و شوهرش
سریع از کولش اومدم بدو بدو به سمت هال رفتم که با دیدن هری و شوهرش در حال
ب...وسیدن
ایندفعه خودم ریختم پشمام موند شوکه شده بودم ک یدفعه ب خودم اومدم
تا اومدم برم یکی زودتر از خودم کمرمو گرفت و به سمت خودش کشید
میدونستم اون کره بزه تلاش کردم از دستش خلاص شم که نمیزاشت یهو گوشیش زنگ خورد
سریع منو ول کرد رفت سراغ گوشیش منم بدو بدو به سمت اتاق خودم رفتم بخدا این یه نشانس که دیگه زود بلند نشم
والا خدا هم میدونه من نباید زود بلند شم وگرنه همین بلاها سرم میاد خداا.....
《ویو جونگکوک》
با شنیدن صدای زنگ گوشیم دختره رو ول کردم رفتم سراغ گوشیم که بدو بدو رفت سمت اتاقش
تهیونگ بود ، جواب دادم و بی حوصله سلامی گفتم
اما اون برعکس من با شنگولی جواب سلامو داد بعد از یکم حرف زدن با خنده گفت"
_چیشد هنوز نتونستی مخ دختره رو بزنی
با یاداوری شرط خودمو تهیونگ چشامو بستم و نفس عمیقی کشیدم بعد از اون دعوا با دختره وقتی همه چیزو برای تهیونگ گفتم کلی مسخرم کرد
منم برای اینکه بهش نشون بدم هر دختری رو میتونم اغوا کنم شرط گذاشتم اونو وابسته خودم کنم و باهاش دوست بشم بعدش ولش کنم.......
_______________
اینم از پارت امروزمون من دیگه برم فری پلی بدم خیلی وقته نرفتم🦦🤌🏻
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 020
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
نیشخندی زد و هولم و داد و خودش از کمرم گرفت نگهم داشت با برگای ریخته نگاهش کردم که سرشو برد تو گردنم و اروم بم گفت"
_متاسفانه فعلا محو همین کره بز شدی درست نیست فسقلی ؟
خدایا خدایا الان سرمو میکوبم به دیوار تا الان میگفت سلیطه الان شدم فسقلی وای وای وای
لپاپ از خجالت و عصبانیت سرخ شده بود دیگه نتونستم تحمل کنم با عصبی شدم و موهاشو کشیدم و
با لگد به پشتش زدم که افتاد زمین منم رفتم رو کولش و موهاشو بدتر کشیدم
که فکر کنم صدای عربده هاش گوش هفت اسمونم کر کرد با یاداوری هر و شوهرش
سریع از کولش اومدم بدو بدو به سمت هال رفتم که با دیدن هری و شوهرش در حال
ب...وسیدن
ایندفعه خودم ریختم پشمام موند شوکه شده بودم ک یدفعه ب خودم اومدم
تا اومدم برم یکی زودتر از خودم کمرمو گرفت و به سمت خودش کشید
میدونستم اون کره بزه تلاش کردم از دستش خلاص شم که نمیزاشت یهو گوشیش زنگ خورد
سریع منو ول کرد رفت سراغ گوشیش منم بدو بدو به سمت اتاق خودم رفتم بخدا این یه نشانس که دیگه زود بلند نشم
والا خدا هم میدونه من نباید زود بلند شم وگرنه همین بلاها سرم میاد خداا.....
《ویو جونگکوک》
با شنیدن صدای زنگ گوشیم دختره رو ول کردم رفتم سراغ گوشیم که بدو بدو رفت سمت اتاقش
تهیونگ بود ، جواب دادم و بی حوصله سلامی گفتم
اما اون برعکس من با شنگولی جواب سلامو داد بعد از یکم حرف زدن با خنده گفت"
_چیشد هنوز نتونستی مخ دختره رو بزنی
با یاداوری شرط خودمو تهیونگ چشامو بستم و نفس عمیقی کشیدم بعد از اون دعوا با دختره وقتی همه چیزو برای تهیونگ گفتم کلی مسخرم کرد
منم برای اینکه بهش نشون بدم هر دختری رو میتونم اغوا کنم شرط گذاشتم اونو وابسته خودم کنم و باهاش دوست بشم بعدش ولش کنم.......
_______________
اینم از پارت امروزمون من دیگه برم فری پلی بدم خیلی وقته نرفتم🦦🤌🏻
_______________
لآیـــکـ + کآمـــنتـ + بآزنـــشر
حمآیـــتـ ؟؟؟
مـمنونـــتـ میشــــم مـاهزآدم ✨🖤
- ۶۹۹
- ۰۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط