☆دستم رو بگیر☆
☆دستم رو بگیر☆
پارت ۲
لایک یادت نره زیبا🎀💖
*صبح روز بعد*
ا.ت تاکسی گرفت و به شرکت رفت
ا.ت :تو میتونی فایتینگ تمرکز کن به کارت و به هیچی فکر نکن هوه...(به خودش میگه)
از پرسنل می پرسه باید کجا بره و پرسنل جایی که قراره کار کنه رو نشونش میده و آ.ت از پرسنل تشکر می کنه و میره سر میز خودش
آ.ت:خبب حالا شروع کنیم وسایلامونو بچینیم بعد شروع به کار موفق میشم من حیح
سونبه آ.ت: دختر چیکار می کنی پاشو برو دفتر رئیس خودت رو معرفی کن منتظر توعه!
آ.ت :آهان چشم سونبه ببخشید نمی دونستم خیلی خیلی متاسفم
بعد می بدو بدو دنبال دفتر رئیس می گرده که یهو به یکی می خوره و میوفته زمین
آ.ت آخ ببخشید من واقعا متاسفم...
(وقتی سرش رو بلند می کنه می بینه همون پسر خوشتیپه که جلو آینه از خودش عکس می گرفت)
تهیونگ:اشکالی نداره تو خودت حالت خوبه؟!چیزیت که نشده؟
آ.ت: بله بله من چیزیم نشده ممنون
پا شد خواست باز بره دنبالش رئیس ولی گفت از این مرده بپرسم
آ.ت: آقا ببخشید می دونید دفتر رئیس کجاست؟من تازه اومدم واس همین گم شدم
تهیونگ: اوهوم باشه بیا دنبالم
آ.ت: خیلی ممنون و ببخشید که مزاحمتون شدم
تهیونگ: مزاحم چیه آخه من خودمم داشتم می رفتم اونجا بیا دنبالم
(آ.ت : این چرا همش نیش خند میزنه نکنه منو به جای دیگه ای ببره؟نع نه بیخیال اینجا همه جا دوربین هس آخه چیکارت می کنه خنگ نشو خودت هم دفاع شخصی بلدی چیزیت نمیشه ترسو)
تهیونگ:خب به دفتر رئیس رسیدیم خب کاری با رئیس داری؟
آ.ت: عام آره سونبه ام منو فرستاد اینجا که خودمو معرفی کنم بهشون
تهیونگ:خب پس معرفی کن منتظر چی هستی
آ.ت: چی؟ من باید خودمو به رئیس معرفی کنم نه تو چی میگی؟
تهیونگ نیش خند می زنه و میره روی صندلیش می شینه و میگه بفرما شدم رئیس؟
آ.ت: هان چی؟از صندلی رئیس پاشو چطور جرئت می کنیی؟!
چشم آ.ت به اطراف می خوره و می بینه که عکس تهیونگ روی میزه و میگه
ا.ت: این این شمایین؟(لکنت میگیره)
تعظیم می کنه و میگه :
من خیلی متاسفم رئیس منو ببخشید من نمی شناختمون خیلی خیلی متاسفم لطفا منو اخراج نکنید(با گریه می گه)
تهیونگ میاد جلو و سر آ.ت رو بلند می کنه و اشکاشو پاک می کنه و میگه
تهیونگ: دختر جون اشکالی نداره اشتباه منه که بهت نگفتم کیم اشکالی نداره خودتو ناراحت نکن برعکس از شجاعتت خوشم اومد از اینکه نمی زاری کس دیگه ای روی صندلی رئیس بشینه
پارت ۲
لایک یادت نره زیبا🎀💖
*صبح روز بعد*
ا.ت تاکسی گرفت و به شرکت رفت
ا.ت :تو میتونی فایتینگ تمرکز کن به کارت و به هیچی فکر نکن هوه...(به خودش میگه)
از پرسنل می پرسه باید کجا بره و پرسنل جایی که قراره کار کنه رو نشونش میده و آ.ت از پرسنل تشکر می کنه و میره سر میز خودش
آ.ت:خبب حالا شروع کنیم وسایلامونو بچینیم بعد شروع به کار موفق میشم من حیح
سونبه آ.ت: دختر چیکار می کنی پاشو برو دفتر رئیس خودت رو معرفی کن منتظر توعه!
آ.ت :آهان چشم سونبه ببخشید نمی دونستم خیلی خیلی متاسفم
بعد می بدو بدو دنبال دفتر رئیس می گرده که یهو به یکی می خوره و میوفته زمین
آ.ت آخ ببخشید من واقعا متاسفم...
(وقتی سرش رو بلند می کنه می بینه همون پسر خوشتیپه که جلو آینه از خودش عکس می گرفت)
تهیونگ:اشکالی نداره تو خودت حالت خوبه؟!چیزیت که نشده؟
آ.ت: بله بله من چیزیم نشده ممنون
پا شد خواست باز بره دنبالش رئیس ولی گفت از این مرده بپرسم
آ.ت: آقا ببخشید می دونید دفتر رئیس کجاست؟من تازه اومدم واس همین گم شدم
تهیونگ: اوهوم باشه بیا دنبالم
آ.ت: خیلی ممنون و ببخشید که مزاحمتون شدم
تهیونگ: مزاحم چیه آخه من خودمم داشتم می رفتم اونجا بیا دنبالم
(آ.ت : این چرا همش نیش خند میزنه نکنه منو به جای دیگه ای ببره؟نع نه بیخیال اینجا همه جا دوربین هس آخه چیکارت می کنه خنگ نشو خودت هم دفاع شخصی بلدی چیزیت نمیشه ترسو)
تهیونگ:خب به دفتر رئیس رسیدیم خب کاری با رئیس داری؟
آ.ت: عام آره سونبه ام منو فرستاد اینجا که خودمو معرفی کنم بهشون
تهیونگ:خب پس معرفی کن منتظر چی هستی
آ.ت: چی؟ من باید خودمو به رئیس معرفی کنم نه تو چی میگی؟
تهیونگ نیش خند می زنه و میره روی صندلیش می شینه و میگه بفرما شدم رئیس؟
آ.ت: هان چی؟از صندلی رئیس پاشو چطور جرئت می کنیی؟!
چشم آ.ت به اطراف می خوره و می بینه که عکس تهیونگ روی میزه و میگه
ا.ت: این این شمایین؟(لکنت میگیره)
تعظیم می کنه و میگه :
من خیلی متاسفم رئیس منو ببخشید من نمی شناختمون خیلی خیلی متاسفم لطفا منو اخراج نکنید(با گریه می گه)
تهیونگ میاد جلو و سر آ.ت رو بلند می کنه و اشکاشو پاک می کنه و میگه
تهیونگ: دختر جون اشکالی نداره اشتباه منه که بهت نگفتم کیم اشکالی نداره خودتو ناراحت نکن برعکس از شجاعتت خوشم اومد از اینکه نمی زاری کس دیگه ای روی صندلی رئیس بشینه
- ۶.۴k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط