چندپارتی
انگشتای جونگ کوک لای موهای ا/ت فرو رفت و سرشو عقب کشید تا بتونه صورتشو ببینه. چشمای ا/ت نیمه باز بود و نفس نفس میزد. گونه هاش گل انداخته بود و لباش متورم شده بود. جونگ کوک لبخندی زد و پیشونیش رو به پیشونی ا/ت چسبوند.
"خیلی قشنگی..." زیر لب زمزمه کرد.
بعد، دستاش رو برد سمت لباسای ا/ت. دکمه های پیراهن ا/ت رو با عجله باز کرد. هر دکمه که باز میشد، بدن سفید ا/ت بیشتر نمایان میشد و نفس جونگ کوک رو بند میاورد. وقتی پیراهن کنار رفت، جونگکوک گردن ا/ت رو بوسید، بعد به سمت ترقوه اش پایین رفت و لباش رو روی پوست نرمش کشید.
ا/ت ناله خفیفی کرد و سرشو به عقب خم کرد، انگار که داره از لذت غرق می شه. دستاش رو روی کمر جونگ کوک گذاشت و اون رو به خودش فشار داد.
جونگ کوک شلواره ا/ت روپایین کشید و بعد نوبت خودش شد. لباساشون روی زمین پخش شد. حالا هر دو فقط لباس زیر تنشون بود.
جونگ کوک دوباره ا/ت رو به دیوار فشرد. بدنشون داغ بود و عرق کرده بود. دستاش روی بدن ا/ت میلغزید و هر نقطه از پوستش رو که لمس میکرد، انگار یه جرقه از عشق و شهوت تو بدنشون پخش میشد.
"میخوامت..." جونگکوک با صدای خشن گفت.
برید تو کامنتااا
"خیلی قشنگی..." زیر لب زمزمه کرد.
بعد، دستاش رو برد سمت لباسای ا/ت. دکمه های پیراهن ا/ت رو با عجله باز کرد. هر دکمه که باز میشد، بدن سفید ا/ت بیشتر نمایان میشد و نفس جونگ کوک رو بند میاورد. وقتی پیراهن کنار رفت، جونگکوک گردن ا/ت رو بوسید، بعد به سمت ترقوه اش پایین رفت و لباش رو روی پوست نرمش کشید.
ا/ت ناله خفیفی کرد و سرشو به عقب خم کرد، انگار که داره از لذت غرق می شه. دستاش رو روی کمر جونگ کوک گذاشت و اون رو به خودش فشار داد.
جونگ کوک شلواره ا/ت روپایین کشید و بعد نوبت خودش شد. لباساشون روی زمین پخش شد. حالا هر دو فقط لباس زیر تنشون بود.
جونگ کوک دوباره ا/ت رو به دیوار فشرد. بدنشون داغ بود و عرق کرده بود. دستاش روی بدن ا/ت میلغزید و هر نقطه از پوستش رو که لمس میکرد، انگار یه جرقه از عشق و شهوت تو بدنشون پخش میشد.
"میخوامت..." جونگکوک با صدای خشن گفت.
برید تو کامنتااا
- ۸۰.۹k
- ۰۷ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط