...

...
زندگی در سخنم، شعله ی نایاب گرفت
لحظه از نورِ تو، احساسِ مرا قاب گرفت

هر طنینَ از نفسم، ساز به فریاد رساند
شعرِ بیدارِ درون، این تبِ بی تاب گرفت

سایه ات سمتِ نگاهم به بلندایِ شکوه،
حالِ رسوایِ مرا غرقه ی آداب گرفت

حجمِ بی رنگِ وجود، از نفسی غرق وُ دچار
چشم بر هم زده، یک نغمه ی شب تاب گرفت

#فاطمه_خجسته
#گل
#ایران_زیبا
#شب_پاییزی در "پارک قیطریه" منطقه یک تهران(۱۴۰۳/۸/۷)
#دلتنگی #سخن #شعله #زندگی #نایاب #لحظه #نور #احساس #قاب #طنین #فریاد #شعر #بیدار #تب #بی_تاب #سایه #نگاه #بلندای_شکوه #رسوا #غرق #آداب #پارک_قیطریه #تهران
#flowers
#flower
#tehran_iran
دیدگاه ها (۰)

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

پارت هفتم: «در تاریکیِ گلوله‌ها»با قطع شدن ناگهانی برق، تاری...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

چند پارتی بازی ممنوع

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

007-پنهان در مه - پارت ۶۹

فصل چهارم: شکستی که جرقه‌ای شدهفته‌ها از آن شامِ تلخ گذشته ب...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۳دست‌های جونگکوک هم...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط