دیده را چون دوختم بر دیدهی شهلای تو
دیده را چون دوختم بر دیدهی شهلای تو
مردمک شد دیدهام را دیدهی زیبای تو
هر کجا چون بنگرم، پیش نظر بینم تو را
چون که جای دیده و دل گشت -یارا!- جای تو
سر نمیمانم به پای هیچکس در زندگی
آرزو دارم که -باری- سر نهم در پای تو
من خطِ بخت و سعادت را نوشتم بیخطا
لیک قُربی کو اگر نَبوَد وِرا امضای تو؟
گر شمالی میوزد سویت، دلم گردد پریش
من پریشان میشوم، اما کجا پروای تو
مردمک شد دیدهام را دیدهی زیبای تو
هر کجا چون بنگرم، پیش نظر بینم تو را
چون که جای دیده و دل گشت -یارا!- جای تو
سر نمیمانم به پای هیچکس در زندگی
آرزو دارم که -باری- سر نهم در پای تو
من خطِ بخت و سعادت را نوشتم بیخطا
لیک قُربی کو اگر نَبوَد وِرا امضای تو؟
گر شمالی میوزد سویت، دلم گردد پریش
من پریشان میشوم، اما کجا پروای تو
- ۵۸۹
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط