بر من از خوی تو هر چند که بیداد رود

بر من از خوی تو هر چند که بیداد رود
چون رخ خوب تو بینم همه از یاد رود

گره از طره مشکین بگشا پیش صبا
عمر صد دل شده مپسند که بر باد رود

نقش شیرین رود از سنگ ولی ممکن نیست
که خیال رخش از خاطر فرهاد رود

دل به آن غمزه خونریز کشد جامی را
صید را چون اجل آید سوی صیاد رود...

♥♥♥♥
دیدگاه ها (۱)

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

بوسه آخر نزدم آن دهن نوشین رالب فرهاد نبوسید لب شیرین راصدهز...

از سر زلف تو پیداست که پیمان شکنینه عجب از تو که پیمان محبان...

‌از سر زلف تو پیداست که پیمان شکنینه عجب از تو که پیمان محبا...

♥️🍂🌹از سر زلف تو پیداست که پیمان شکنینه عجب از تو که پیمان م...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیداز چین طرهٔ او فتنه‌ها ...

گفتم غزلی از تو بگویم که بخوانیشاید به دلت رحم بیفتد، و بمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط