{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفش هایم کو ؟

کفش هایم کو ؟

چه کسی بود صدا زد : سهراب ؟
آشنا بود صدا مثل هوا با تن برگ

بوی هجرت می آید
بالش من پر آواز پر چلچله ها ست

باید امشب بروم

من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
من به اندازه یک ابر دلم میگیرد

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست

رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند
یک نفر باز صدا زد : سهراب

کفش هایم کو ؟
http://s1.facenama.com/music/tmpb1e331c10108171782f06d3ac0324fc6.mp3
دیدگاه ها (۲۳)

http://uupload.ir/filelink/y87jqWnw77pn/0r9y_aye_mne_offcal_...

http://uupload.ir/filelink/bSG9hGyUwSqw/nqsr_koray_avc%C4%B1...

من زیباترین زنِ جهان میشوم، نگاهم که میکنی. بهترین شاعرِ تار...

جنگلی انبوه را یک شعله ویران می کند مثل آن کاری که چشمت با د...

باید امشب برومباید امشب چمدانی راکه به اندازه ی پیراهن تنهای...

باید امشب برومباید امشب چمدانی راکه به اندازه ی پیراهن تنهای...

کفش هایم کو چه کسی بود صدا زد سهراب؟ آشنا بود صدا مثل هوا ب...

باید امشب برومباید امشب چمدانی راکه به اندازه پیراهن ت...

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس ...

باید امشب چمدانی راکه به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد برد...

باید امشب برومباید امشب چمدانی راکه به اندازه‌ی پیراهن تنهای...

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس ...

من از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردمحرفی از جنس ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط