{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید امشب بروم

باید امشب بروم
باید امشب چمدانی را
که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد ، بردارم
و به سمتی بروم
که درختان حماسی پیداست
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند .
یک نفر باز صدا زد : سهراب !
کفش هایم کو؟ ....
دیدگاه ها (۲)

قایقی خواهم ساخت ..

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

قسمت ۶

عاشقانه های شبنم

هنگام مرگم نگران نخواهم بود… و اهمیتی به جسد پوسیده‌ام نخواه...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

نمیدونم اسمش چیه:(

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط