دوست پسر مافیای من پارت ۱۳=
دوست پسر مافیای من پارت ۱۳=
از زبان مینسو
رفتم پیش تهیونگ بهش گفتم خستم میرم بالا
×:باشه فقط درو قفل کن کسی نیاد تو اتاق در ضمن امیدوارم شیطونی هم نکنی ک برات بد میشه
_:چشم مستر کیم(لبخند شیطانی)
رفتم بالا منتظر شدم میسو بیاد
از زبان میسو
رفتم پیش کوک بهش گفتم ک من برم بالا با مینسو یکم استراحت کنیم خیلی خسته شدم
=:نخیر حق نداری بری بالا بمون همینجا(جدی)
+:وا یعنی چی ؟
=:یعنی اینکه الان همه مست کردن اگ یکی بیاد توی اتاق مست بخواد کاری باهات کنه چی ؟
+:نه بابا درو قفل میکنم بعدشم حواسم هست ناسلامتی رزمی کار هستما
=:هر چقدر هم رزمی کار باشی حریف یکی مثل من ک نمیشی
+:ههه چه از خود راضی من میرم بالا ک دستمو کشید افتادم تو بغلش در گوشم زمزمه کرد
=:برو ولی حواست باشه شیطونی نکنی که بعدن بد میشه برات (با نیشخند)
+:آب دهنمو قورت دادم گفتم نگران نباش عشقم بعدش لبامو بوسیدو ولم کرد رفتم بالا پیش مینسو
_:دوساعته اینجا وایسادم کجایی تو
+:بابا کوک نمیزاشت ک بزور راضیش کردم میگم مینسو بیا بیخیال شیم من نمیام
_:وایی چقد این کوک غیرتیه بعدشم تو غلط میکنی الان باهم میریم
+:اوفف باشه حالا چجوری بریم بیرون
_:اونش بامن بیا دنبالم(ی چشمک زد)
*مینسو دست میسو رو گرفت به سمت یکی از اتاقا رفت
_:ببین اینجا تراس داره ارتفاعش کمه بیا بپریم
+:اوکی برو
*بعدش پریدن پایین سوار ماشین شدن رفتن
از زبان تهیونگ
مینسو بهم گفتش میره بالا واسه استراحت راستش یکم مشکوک میزد ولی گفتم با خودم هیچی نیست رفتم پیش کوک
×:بهبه آقای عاشق
=:عیلک سلام آقای عاشق
×:(خنده) میگم ک بالاخره این کوک ما عاشق شد
=:تو میشی من چرا نشم ؟(باخنده)
×:بفرمایید بشو😂 میگم راستی دخترا مشکوک نمیزدن جفتشون رفتن بالا
=:چرا منم شک کردم بهش
×:اخرای مهمونیه دیگ بیا بریم بالا پیششون
=:اوک بریم
با تهیونگ رفتیم بالا تو اتاق دیدم خالیه در تراس هم بازه
×:وایی یعنی فرار کردن؟
=:زنده نمیزارمت میسوو(جدی و با عصبانیت)
×:منم تیکه تیکه ات میکنم مینسو (جدی و عصبانیت)
=:جانگ رو صدا کن مقعیتشونو رد یابی کنه
×:باشه
رفتم به جانگ گفتم رد شونو بزنه
×:چرا باید همچینکاری بکنن واقعا ؟
=:نمیدونم ولی بگیرمش میسو میکشمش
×:خیلی خب آروم باش توام
از زبان مینسو
رفتم پیش تهیونگ بهش گفتم خستم میرم بالا
×:باشه فقط درو قفل کن کسی نیاد تو اتاق در ضمن امیدوارم شیطونی هم نکنی ک برات بد میشه
_:چشم مستر کیم(لبخند شیطانی)
رفتم بالا منتظر شدم میسو بیاد
از زبان میسو
رفتم پیش کوک بهش گفتم ک من برم بالا با مینسو یکم استراحت کنیم خیلی خسته شدم
=:نخیر حق نداری بری بالا بمون همینجا(جدی)
+:وا یعنی چی ؟
=:یعنی اینکه الان همه مست کردن اگ یکی بیاد توی اتاق مست بخواد کاری باهات کنه چی ؟
+:نه بابا درو قفل میکنم بعدشم حواسم هست ناسلامتی رزمی کار هستما
=:هر چقدر هم رزمی کار باشی حریف یکی مثل من ک نمیشی
+:ههه چه از خود راضی من میرم بالا ک دستمو کشید افتادم تو بغلش در گوشم زمزمه کرد
=:برو ولی حواست باشه شیطونی نکنی که بعدن بد میشه برات (با نیشخند)
+:آب دهنمو قورت دادم گفتم نگران نباش عشقم بعدش لبامو بوسیدو ولم کرد رفتم بالا پیش مینسو
_:دوساعته اینجا وایسادم کجایی تو
+:بابا کوک نمیزاشت ک بزور راضیش کردم میگم مینسو بیا بیخیال شیم من نمیام
_:وایی چقد این کوک غیرتیه بعدشم تو غلط میکنی الان باهم میریم
+:اوفف باشه حالا چجوری بریم بیرون
_:اونش بامن بیا دنبالم(ی چشمک زد)
*مینسو دست میسو رو گرفت به سمت یکی از اتاقا رفت
_:ببین اینجا تراس داره ارتفاعش کمه بیا بپریم
+:اوکی برو
*بعدش پریدن پایین سوار ماشین شدن رفتن
از زبان تهیونگ
مینسو بهم گفتش میره بالا واسه استراحت راستش یکم مشکوک میزد ولی گفتم با خودم هیچی نیست رفتم پیش کوک
×:بهبه آقای عاشق
=:عیلک سلام آقای عاشق
×:(خنده) میگم ک بالاخره این کوک ما عاشق شد
=:تو میشی من چرا نشم ؟(باخنده)
×:بفرمایید بشو😂 میگم راستی دخترا مشکوک نمیزدن جفتشون رفتن بالا
=:چرا منم شک کردم بهش
×:اخرای مهمونیه دیگ بیا بریم بالا پیششون
=:اوک بریم
با تهیونگ رفتیم بالا تو اتاق دیدم خالیه در تراس هم بازه
×:وایی یعنی فرار کردن؟
=:زنده نمیزارمت میسوو(جدی و با عصبانیت)
×:منم تیکه تیکه ات میکنم مینسو (جدی و عصبانیت)
=:جانگ رو صدا کن مقعیتشونو رد یابی کنه
×:باشه
رفتم به جانگ گفتم رد شونو بزنه
×:چرا باید همچینکاری بکنن واقعا ؟
=:نمیدونم ولی بگیرمش میسو میکشمش
×:خیلی خب آروم باش توام
- ۴۵.۳k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط