پارت چهار

پارت چهار

کوک: چییییی ( داد )
میسو: وای ساکت شو
یوری: چشیده جونکوک
کوک: ه....هی...هیچی
یوری: بشینید خب سوهو بعد کلاس میام پیشت
سوهو: باش بای
بعد کلاس
میسو: خانم لین امروز ساعت چند بیام
یوری: ساعت چهار بیا
میسو: باشه
خونه کوک
کوک: میسوی احمق این چی بود گفتی آخه
میسو: من مگه چی گفتم تو چرا این کارو کردی ای خداااا
نامجوک: میسو جدی جدی معلمت خیلی خوشگله
میسو: می‌دونم تازه داداش هم خوشگله
نامجوک: چییی( عصبی و داد )
میسو: م...منظورم اینه همشون خوشگلن
نامجوک: خو زودتر میگفتی
( میسو با دادش یوری قرار می‌زاره )
میسو: کوکی میای کلاس
کوک: دیگه اینجوری صدام نکن نه نمیام
میسو: اصلا چرا ازت پرسیدم باید بیایی
کوک: نمی خوام
میسو: خاله
مامان کوک: جانم
کوک: هیچی بابا ایش میسو خفه شو میام
میسو: حالا شد
خونه یوری
یوری: بیاین بشینید جونکوک توهم که اومدی
کوک: میخوای برم
یوری: نه بیا داخل
میسو: راستی فردا برای اردو شما هم میاین
یوری: متاسفانه نمی تونم داداشم داره میاد
میسو: باشه
فردا
کوک:چیشده
میسو: گریه
کوک: یه لحظه گریه نکن بگو چی شده
میسو: خانم....خانم لین
کوک: خانم لین چی
میسو:.........
دیدگاه ها (۲)

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت ۲که یهو شروع کرد به...

پارت ۶

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

Iove and the moonPart32یونا: مامان من دیگه میرم خونه خدا نگه...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part²*سولا با خانم پارک خداحافظی می...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

پارت دوشبویو سونیالان شب شده کوک ظهر رفته ولی هنوز نیومده من...

Iove and the moonPart49ویو یونا چشمهام را باز کردم ساعت تقر...

پارت پنج

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط