{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم اون داستانه:

اینم اون داستانه:
.
فن: دیروز من شادترین روز ۹.۹ ـه خودمو تو زندگیم داشتم، من قرار بود برای جشن گرفتن روز نه سپتامبر غذا و گوشت میخوردم که پادشاه پری‌ها ظاهر شد ㅠㅠㅠ مینسوک با دوستاش بود و فکر میکنم یکیشون هیونگ‌وون بود! اتفاقا من یونیفرم "Xiumin 99" رو پوشیده بودم برای همین خیلی سوپرایز شده بودم و یکمی حس عجیبی داشتم ㅋㅋㅋ صاحب رستوران به مینسوکی گفت چند تا از فن‌ها اینجا هستن برای همین اون موقع رد شدن به من نگاه کرد و سمت میزی که من نشسته بودم اومد و امضاشو بهم داد ㅠㅠ بعد از اون چند تا مشتری دیگه هم تو صف وایستادن تا امضای اون رو بگیرم و منم امضاشو رو پاوربانک ـم گرفتم، همچنین آخر شب پادشاه پری‌ها برای همه کسایی که اونجا بودن سوجو خرید! صاحب رستوران به من دوتا بطری سوجو داد برای همین من جرئت ـمو جمع کردم و از همونجا که نشسته بودم بلند داد زدم تشکر کردم و مینسوک واسم 👌🏼👌🏼 این ژست رو گرفت و بهم گفت فقط یدونه سوجو بخورم ㅋㅋㅋ شیومین مدام رو اسکرین نمایش رستوران پخش میشد و علاوه بر این اون کاملا واقعی بود و جدی اونجا بود برای همین بهم حس غیرواقعی بودن میداد و اینکه اون بهترینه!!‌

ぁ t.me/egzonews ⨾ 📑
دیدگاه ها (۰)

شاهزاده دوست داشتنی من

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

وقتی طرفدارش بودی💚پارت ۲کنسرت شروع شد...خیلی هیجان زیادی داش...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط