پارت ۳
#عشق_غیر_منتظره
‼️این پارت اسماته اگه جنبه نداری و قراره گزارش کنی لطفا نخون ‼️
ویو ته :::
وسط پاهام درد میکرد و از اونجا فهمیدم که بله ، د//یکم دوباره سیخ شده ، سریع کمر جونگکوک رو گرفتم و شروع کردم به بوسیدن لب هاش ، لب هاش طعم آبنبات میداد ، لب هاش اونقدر شیرین بود که ازشون شیر نمیشدم.
_ تو لب هات انقدر خوشمزه بود من نمیدونستم؟ *خمار*
+ رئیس تروخدا با من کاری نداشته باشین
_ میدونم که تو هم خوشت اومده پس ساکت شو و اینکه دیگه به من نگو رئیس بگو ته*همه حرف هاش با حالت خماریه*
ویو کوک :::
نمیدونم چرا یهویی رئ_ چیز ته به من گفت که برم روی پاهاش بشینم ، معلوم بود که بدجوری مست بود .
من بهش گفته بودم درصد ویسکی خیلی بالاعه ولی توجه نکرد .
مجبوری رفتم و رو پاهاش نشستم ، به محض اینکه نشستم یه چیز خیلی بزرگ زیر احساس کردم که داشت بهم فشار می آورد ، میخواستم به ته بگم که یهو شروع کرد به بوسیدن لب هام ، واقعیتش بدم نیومد چون طعم لب هاش مست کننده بود .
یهویی ته منو براید استایل بغل کرد و برد بالا
+ رئی- اممم نه چیزه ته ، داری چیکار میکنی ؟؟؟
_ دیگه نمیتونم تحمل کنم ... خیلی درد داره
* یهو یه درد بدی بین پاهای خودم احساس کردم و دیدم که د//یک منم بلد شده *
+ آه
_ معلومه که تو هم درد داری ، پس بیا که باهم همکاری کنیم
+ باشه
( ته ، کوک رو برد بالا و در اتاق vip رو باز کرد و رفتن داخل ، در اتاق رو قفل کرد و کوک رو انداخت رو تخت ، ته سریع لباس های خودش رو در اورد و بعد لباس های کوک رو درآورد )
+ ته این خیلی بزرگه (معلومه که بزرگه😈 )
_ سعی میکنم آروم پیش برم
(ته ، کوک رو برگردوند و از پشت واردش کرد)
+ *جیغغغغغغغغ*
_ اوه خیلی تنگه
+ ته خیلی درد داره
_ تحمل کن ، یخورده بعد لذت بخش میشه
+ آههه باشه
( بعد چند مین ، کوک احساس خوبی داشت )
+ ته تندتر ، تندتر
_ باشه
( بعد چند مین ار//ضا شدن )
+ آه خیلی خوب بود
_ اوهم ، راستش میخوام یچیزی بگم
+ منم همینطور ....
#فیک
#عشق_غیر_منتظره
•°•°•°•°•°•°
اینم از این پارت ، ببخشید اگه بد شده ، امیدوارم که گزارش نشه🗿🚬
‼️این پارت اسماته اگه جنبه نداری و قراره گزارش کنی لطفا نخون ‼️
ویو ته :::
وسط پاهام درد میکرد و از اونجا فهمیدم که بله ، د//یکم دوباره سیخ شده ، سریع کمر جونگکوک رو گرفتم و شروع کردم به بوسیدن لب هاش ، لب هاش طعم آبنبات میداد ، لب هاش اونقدر شیرین بود که ازشون شیر نمیشدم.
_ تو لب هات انقدر خوشمزه بود من نمیدونستم؟ *خمار*
+ رئیس تروخدا با من کاری نداشته باشین
_ میدونم که تو هم خوشت اومده پس ساکت شو و اینکه دیگه به من نگو رئیس بگو ته*همه حرف هاش با حالت خماریه*
ویو کوک :::
نمیدونم چرا یهویی رئ_ چیز ته به من گفت که برم روی پاهاش بشینم ، معلوم بود که بدجوری مست بود .
من بهش گفته بودم درصد ویسکی خیلی بالاعه ولی توجه نکرد .
مجبوری رفتم و رو پاهاش نشستم ، به محض اینکه نشستم یه چیز خیلی بزرگ زیر احساس کردم که داشت بهم فشار می آورد ، میخواستم به ته بگم که یهو شروع کرد به بوسیدن لب هام ، واقعیتش بدم نیومد چون طعم لب هاش مست کننده بود .
یهویی ته منو براید استایل بغل کرد و برد بالا
+ رئی- اممم نه چیزه ته ، داری چیکار میکنی ؟؟؟
_ دیگه نمیتونم تحمل کنم ... خیلی درد داره
* یهو یه درد بدی بین پاهای خودم احساس کردم و دیدم که د//یک منم بلد شده *
+ آه
_ معلومه که تو هم درد داری ، پس بیا که باهم همکاری کنیم
+ باشه
( ته ، کوک رو برد بالا و در اتاق vip رو باز کرد و رفتن داخل ، در اتاق رو قفل کرد و کوک رو انداخت رو تخت ، ته سریع لباس های خودش رو در اورد و بعد لباس های کوک رو درآورد )
+ ته این خیلی بزرگه (معلومه که بزرگه😈 )
_ سعی میکنم آروم پیش برم
(ته ، کوک رو برگردوند و از پشت واردش کرد)
+ *جیغغغغغغغغ*
_ اوه خیلی تنگه
+ ته خیلی درد داره
_ تحمل کن ، یخورده بعد لذت بخش میشه
+ آههه باشه
( بعد چند مین ، کوک احساس خوبی داشت )
+ ته تندتر ، تندتر
_ باشه
( بعد چند مین ار//ضا شدن )
+ آه خیلی خوب بود
_ اوهم ، راستش میخوام یچیزی بگم
+ منم همینطور ....
#فیک
#عشق_غیر_منتظره
•°•°•°•°•°•°
اینم از این پارت ، ببخشید اگه بد شده ، امیدوارم که گزارش نشه🗿🚬
- ۲۱.۱k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط