عشق گاهی ...

عشق گاهی ...
مشق های کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست

عشق گاهی ...
کیمیای زندگیست
عشق در گل راز ناپژمردگیست

عشق گاهی ...
هجرت از من تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن ما شدن

عشق گاهی ...
بوی رفتن می دهد
صوت شبناک تو را سر می دهد

عشق گاهی ...
نغمه ای در گوش شب
عادتی شیرین به نجوای دو لب

عشق گاهی ...
می نشیند روی بام
گاه با صد میل می افتد به دام

عشق گاهی ...
سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر ... افسانه ای

عشق گاهی ...
یک بغل دلواپسی
عطر مستی ساز شب بو ، اطلسی

عشق گاهی ...
هم حکایت می کند
از جدایی ... ها شکایت می کن
دیدگاه ها (۱)

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

«واقعاً؟»سر تکان دادی.تهیونگ دستت را گرفت و بوسه‌ای آرام روی...

-روز خونینسرما تا مغز استخوانم نفوذ کرده بود، اما تنم از حرا...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

برادر ناتنی

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط