نپرسی حال یار دلفکارت

نپرسی حال یار دلفکارت
که هجران چون کند با روزگارت

ته که روز و شوان در یاد مویی
هزارت عاشق با مو چه کارت


#بابا_طاهر
#حدیث_دل
🥀🥀🥀

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

ㅤㅤㅤㅤ୨୧ ˚₊‧꒰ა ♡ ໒꒱‧₊˚ ୨୧ㅤㅤㅤㅤㅤ𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝒲𝑒𝓁𝒸𝑜𝓂𝑒 ♡ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ 𐙚 سلام ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

Six

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط