حبیب...

حبیب...
می‌توانست توی این سن و سال، با یک دست لباس راحتی، جلوی تلویزیون روی مبل راحتی بنشیند و در یک دست کنترل تلویزیون و یک دست لیوان آب پرتقال، اخبار گوش کند و زیر لب غر بزند.
مویش سپید بود.
اما غیرتش نگذاشت، بیرون زد.
این همان تصویر است، با بی‌سیمی کنترل منطقه را در دست دارد و با لیوان دمنوشی گلو تازه می‌کند...
#مکتب_حاج_قاسم
#تصویر_ویژه
#هوایت_تا_شهادت
دیدگاه ها (۱)

عروس فراریp³''پانزده دقیقه بعد''''اتاق نشیمن عمارت''ا.ت روی ...

Six

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان: ویژگی دیگری که در سرد...

درخواستی تهیونگ تکپارتیصبح بود و تهیونگ وقتی چشم‌هایش را باز...

خدمتکار عمارت

#خسیس‌_ترین_زن_جهان_رابشناسید! این چندروزه خانم ایونا ریچارد...

𝐖𝐨𝐥𝐟'𝐬 𝐎𝐛𝐬𝐞𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 ³⁹............................................

بسم رب الشهدا و الصدیقینبزرگواران خواهشا تا انتهای مطلب بخون...

پارت سوم* به نظر شما طارمی چقدر می‌توانست در بازی با کره تاث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط