{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند ساله پیش دوستم باباش شهید شد ...

چند ساله پیش دوستم باباش شهید شد ...
امشب با این پستش دلم گرفت سوختم و دم نزدم..
چقدر دلم میگیره وقتی ماها از بابا هامون میگیم و اون با غصه به ما نگاه میکنه یه لبخند میزنه...
چقدر دلم میگیره وقتی میبینم عکس باباش همه جای اتاقشه...
چقدر اون روز تو همایش شهیدا از یتیم ها میگفتن گریه نکرد بغض کرد ولی گریه نگرد...
برای شادی روح پدرش یه صلوات لطفا...
دیدگاه ها (۲)

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

عاشقانه های شبنم

برده عمارت جئون

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : fifteenترسیدم ... تنها چیزی که م...

عاشقانه های شبنم

برادر ناتنی من Part6جونکوک آره ( بم رو بغل می‌کنه و میاره ) ...

#درخواستی پارت ۴که یه سنگ محکم خورد توی سر ات...اما.. هیچکس ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط