حقیقتا این یکی چپتر مثل چی رمز و راز داشت و برگ ریزون بود

حقیقتا این یکی چپتر مثل چی رمز و راز داشت و برگ ریزون بود
اس یک: با حرف 182 به شدت موافقم
اس دو: اینا همش سوالات منم هست که البته یه سری حدس هایی زدم
اس سه: اینجا بنده خدا دلش گرفت:)
اس چهار و پنج: باورتون میشه این اولین باری بود که از زبون خودش باهامون صحبت میکرد؟ و خب واقعا دلم سوخت:)
اس شیش: چرا احساس کردم اینکه اومد جای این صحبت کرد یه قضیه ای داره؟(مدیونید اگه فکر کنید فکر کردم ننه یا باباشه)
اس شیش: برگام موند خودم ریختم
اس هفت: خیلییییییی منتظر بودم به این چپتر برسمممممممم نگااا خیلییییییییی
اصلا قیافش:)
لباسش بهش میاد_
اصلا این چپتر خیلی داستان ها و قضیه ها داره
دیدگاه ها (۱۳)

اس یک و دو: چرا من دیدم بیدار شده دیده داره لباسشو میدوزه ذو...

دلاممم به همگییییییییمیخواستم یکم باهاتون صحبت کنم البته صحب...

عاقاااااا-خب بله. عاقا میخوام بگم من از چه مدل پسرهایی خوشم ...

سناریو میتسویا پارت ۲

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part49من:کارم داری اینجوری نگا میکنی نیما:اره...

Dark heart

پارت ۱۷ جونگ کوک:خوبییونا:آ..آره چتونه چرا اینحوری‌همتون این...

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

Seventeen

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط