مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

عاقا شده تاحالا حس کنید یکی نگاهتون میکنه؟

عاقا شده تاحالا حس کنید یکی نگاهتون میکنه؟
رفتم حموم. از حموم ک در امدم رفتم امد بخورم حوله دورم بود پرده هم کشیده بود لیوان رو گذاشتم ت ظرف شویی بعد رفتم تیک تاک. هدفونم رو گذاشتم رفتم ت حال خودم بعد چند دقیقه گذشت پنجره خورد محکم کوبیده شد رفتم ببینم چ خبره دیدم پرده زدن کنار رفتم ی لیوان بردارم اب بخورم دیدم لیوان ت ظرف شویی نیست بلکه رو جا کفشی... بعد حوله ک دورم بود یهو حس کردم یکی نگام میکنه رفتم سریع لباس پوشیدم. داشتم میپوشیدم صدا در امد سریع رفتم ببینم کی بود گفتم شاید بابام باشه... رفتم بیرون ولی هیچ کس نبود بعدددددد رفتم اتاق مامانم دیدم گردن بندش نیست همه جا گشتم تا الان پیدا نشده. صد در صد جرم میده
ولی ب بابام زنگ زدم گفتم ت امدی خونه؟ گفت ن من از وقتی رفتم هنوز سر کارم دوستم برام غذا اورد
دیدگاه ها (۷۹)

رمان عشق ممنوع

همسر غیره منتظره

تو پارک بودم،ديدم ي پسره دستاشو گرفته سمت آسمون دلم سوخت،فک ...

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

ادامه پارت (۱۴)

[چند پارتی]

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویوصبح از خواب نازم بیدار شدم دیدم ساع...

From hate to lovePart:9 ویو آرتمیسدلم خیلی درد میکرد و داشتم...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط