دیدار دی یک نگاه ۲

آنیا بلند شد تا به چهره ی او نگاه کرد ، انگار خشکش زد .

آنیا : سسسلا..م دامممیان(با تعجب و خجالت)، معذرت می خوام.
از دید دامیان : سلام آنی...یا(با خجالت)
آنیا از کنار دامیان و دوستاش رد شد و نفس عمیقی کشید و پیش بکی رفت.
بکی : اوه ه، چیشد دختر ؟؟
آنیا : گندش بزنن ، با دامیان بر خورد کردم اصلاً فکرشم نمیکردم اینطوری بشه اه .
همه ی دانش آموزان وارد حیاط دبیرستان شدند در حیاط جشنی گرفته بودند هنری هندرسون پشت میکروفن می گفت : ورود شما دانش آموزان عزیز را به آکادمی ایدن خوش آمد می گویم لطفاً اسم دانش آموزانی را که می‌گویم اینجا حضور یابند ؛ بکی بلکبل ، دامیان دزموند، آنیا فورجر ، و..........
از دید آنیا :اسم منو و بکی رو صدا زدن رفتیم تو کلاس خوشحال شدم .به بکی گفتم :خوشحالم که با تو توی یک کلاس هستم.
بکی :منم خیلی خوشحالم که با تو توی یک کلاس هستم ولی فکر کنم امسال باید جایی بشینیم که اسم هامون رو نوشتن هییییی،بنظرت باید کنار کی بشینم ؟!
از دید دامیان :اسم منو که صدا زدن فهمیدم که با امیل و ایون توی یک کلاس نیستم و باید جایی که اسم منو نوشتن بشینم وقتی که نشستم .....
دیدگاه ها (۶)

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

💕 eye and waiting you 💕( تغییرنام رمان)پارت ادامه ۳۲ویو نویس...

عشقی حقیقی پارت ۱۳

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۹**(روز بعد - کلاس درس 🏫)بکی با یک دفت...

007-پنهان در مه - پارت ۹۸

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

گل لیلیوم پارت ۴روز مسابقه دید آنیا آخش ماموریت تموم فقط لاز...

P31انیا‌ و دامیان‌ راه افتادن و رفتن به جشن وقتی رسیدن کلی د...

بکی:تابه حال پسری رو بوسیدی؟😘🍅🍅🍅:ای..ن🍅..چ..ه چه ..سو..ا..لی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط