{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی
روز و شب فلسفه ی خواب مرا رنگ زدی

رفتی و نرگس شهلای تو بی تابم کرد
مست عالم شدی و پا به دل تنگ زدی

نغمه ی عشق تو در سینه ی من رویایست
تا که با دست محبت به دل آهنگ زدی

نازم آن ناز نگاهت که به خط دل من
با طنین نفس عاشق خود زنگ زدی

نفس گرم تو تا عرش صفایم می برد
هم نفس از چه دراین جاده کمی لنگ زدی

چنگ بردار و کمی خسته دلان را بنواز
ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدی
دیدگاه ها (۳)

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسددست دلداده به دستان نگار...

خــــــــــدایا...؟!、、میشود امشـــــــب...؟!、همین امشـــــــ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

کجای این شب سنگی, خودم را جاکنم امشبخودِ گُم کرده را آخر, کج...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

چندپارتی جیمین

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

پارت: 12 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*«تو مشتریِ اینجا نیستی. تو...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-⁹¹صدای حرکت کردن و قل خوردن خودکار فراموش...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط