کوچولوی من

پارت ۳

کوک:ولم کن....مت دنبال تو نمیاممم
ته:خفه شو
کوک:تو خفه.......
کوک ویو:
میخواستم بهش فوش بدم_تو گوه خوردی_
کا سوزشی رو رو لپم حس کردم
اون اون منو‌ زد
.چرا منو میزنی
ته:شتت ....یونگی بیا بریم
یونگی:ب...باشه
کوک:ایش فک کرده کیع
جیمین:خاک تو اون سرت اون خیلی خر پول بود اون باهات همگروهی شده خره
این شانس هرکس نیس
کوک:برا من مهم نیس
اون خیلی پروعه
اون منو زد
جیمین:خوب تو رومخش رفتی
کوک:ایش
جیمین:درد
_فردا_
ته ویو:
اون پسره خیلی خوشمل بود
ولی خیلی رو مخ بود
دیروز کنترلو از دست دادم و زدمش امروز ازش معزرت خواهی میکنم
کوک ویو:
اون پسره خیلی جذاب و خوشتیپه
ولی خیلی حرص میده
اون منو زد ...چطور تونست من مظلومو بزنه_اره مظلوم_
همینجوری داشتم فک میکردم که به یه کی برخورد کردم و افتادم روش
کوک:اخخ
ته:وای
کوک:‌‌.......
ته......
کوک:ب...ببخشید
ته:عامم....اشکال ندارع
و ....اممم....کوک بخواطر دیروز...متاسفم کنترلمو از دست دادم و اشتباهی زدمت
کوک:ام...اشکالی ندارع
ته:خوب حالا واسه گزارش میخواین چیکار کنین
کوک:بلیط ها برا فردا هستند ساعت ۸ صب
ته:من میام دنبالتون و همه باهم میریم فرودگاه
کوک:ب..‌باشه
دیدگاه ها (۵)

#میکاپ_آرتیست_من

شاگرد لوس من

پارت ششته: دورش رو خط بکش کوک یون: پس اسمت کوکهکوک: نیست اسم...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

مهمونی خطرناک پارت= 5 ویو جونگ کوک:از اینکه ات با کسی برقصه...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

Love you پارت دهم-ارع بد شد بود -چییی چرا ظلع زدی بهم&چقد خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط