{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسَم..

میترسَم..
از نبودَنَت؛نداشتَنت؛کم بودَنت حتی!
من میترسَم از روزی که دست در دستِ دیگری زیرِ باران قدم بزنی...!!
و هوایَم را در سر نداشته باشی؛
میترسم از روزی که عادت به نبودَنَم کنی‌!
از روزی که چشمانت را نبندی و زیرِ لب نامم را زمزِمه نکنی :)
من از روزی میتَرسم که آرامِش را در چشمان و کلامِ دیگَری بیابی!
از تو چه پنهان! من میترسم روزی بیایَد که چشمانِ اشک آلودم دلَت را نلرزانَد و دیوانه ات نکند..!

🔱 نیلی_ق
دیدگاه ها (۸)

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

میترسَم..از نبودَنَت؛نداشتَنت؛کم بودَنت حتی!من میترسَم از رو...

می ترسم...از نبودنت، نداشتنت، کم بودنت حتی!من می ترسم از روز...

دلبرک من؛ نکند تمام شود قصه ی ما،نکند دگر من و تویی وجود ندا...

بین خودمان بماندشب ها تا صبح سیگار میکشم ولی حتی سوزش ریه و ...

ای عشق من چه زیباست به خاطر تو زیستن.و برای تو ماندن و به پا...

لابد روزی دخترم از عشق از من میپرسد؛همان روزی که دلش برای یک...

دوستم داشتی؟ نه ... مرا بادبادکی می‌خواستی اسیر و بلندپروا...

یادمه یه بار تو استوریش نوشته بود : [ پارادوکس ینی ؛ تمام شب...

با رفتن هر آدمی، بخشی از کیفیت سبک زندگی ما تغییر می کند. چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط