{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسَم..

میترسَم..

از نبودَنَت؛

نداشتَنت؛

کم بودَنت حتی!

من میترسَم از روزی که دست در دستِ دیگری زیرِ باران

قدم بزنی

و هوایَم را در سر نداشته باشی؛

میترسم از روزی که عادت به نبودَنَم کنی‌!

از روزی که چشمانت را نبندی و زیرِ لب نامم را زمزِمه

نکنی...

من از روزی میتَرسم که آرامِش را در چشمان و کلامِ دیگَری

بیابی!

از تو چه پنهان!

من میترسم روزی بیایَد که چشمانِ اشک آلودم دلَت را

نلرزانَد و دیوانه ات نکند..!

#نیلی_ق
دیدگاه ها (۲)

...

I heard that your settled down​شنیدم که یه جایی رو واسه موند...

هم خواب رقیبانی و من تاب ندارمبی تابم و از غصه این خواب ندار...

روی تمامِ شهرعشق می پاشیم...لیوانمان که از هوایِ هملبر...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط