نگذارید #مادرتان بفهمد ...

نگذارید #مادرتان بفهمد ...
شب ها چشم هایتان بارانی میشود ...
یا که از درد دست چپ خوابتان نمی برد ...
حتی صبح ها بالشتتان را برعکس کنید تا نفهمد کمی خیس است اگر بفهمد ...
اوهم نیمه های شب با غمی که طفلش برای دیگری اشک میریزد
تا صبح چشم نمی بندند ...
ان هم میشود خط اضافی روی پیشانیش ..
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۴

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

ا/ت هنوز به پیام سوکجین خیره شده بود.«رسیدی؟»پیام ساده‌ای بو...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

دوستان پاک وطنم فقر بینوایان را در هم میشکند تا میشود دستگیر...

#نیم_ساعت_بامدادپرستار گفت: «بچرخید سمت دیوار.» گفتم: «من شو...

به نام آغازگر ثانیه ها`ًثانیه هایی که میگذرند تا شاید انسان ...

#دلنوشتهقلم.بنویس.دردم.رابرای تو می نویسم که تو فقط بخوانیمر...

#دلنوشته_خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط