{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش

میدونم برات عجیبه این همه اصرار و خواهش
این همه خواستن دستات بدون حتی نوازش
میدونم که خنده داره واسه تو گریه ی دردم
میگذری از من و میری اما باز من برمی گردم
میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم
پیش همه ی بدی هات چه جوری بازم صبورم
میدونم واست سواله که چرا پیشت حقیرم
دور میشی منو نبینی ، باز سراغتو می گیرم
میدونی چرا همیشه من بدهکار تو میشم؟
وقتی نیستی هم یه جوری با خیالت راضی میشم؟
میدونی واسه چی از تو بد می بینم و می خندم؟
تا نبینی گریه هامو هر دو چشامو من می بندم
چاره ای جز این ندارم اخه خون شدی تو رگهام
میمیرم اگه نباشی اخه من بد جوری تنهام
میدونم یه روز می فهمی ، روزی که دنیا رو گشتی
من چه جوری تو رو خواستم ، تو چه جور ازم گذشتی!
دیدگاه ها (۶)

فرشته از خدا پرسید...مردمانت مسجد میسازن نماز میخوانند چرا ب...

سلام دوستان مامان یکی از بچه های ویسگون مریض لطفا براش دعا ک...

دلم گرفته آسمون از آدمای شهرمون...

روباه گفت: خدا نگهدار!و اما رازی که گفتم خیلی ساده است:جز با...

p1ویو یونا:ساعت10شب بود دوهیون و سوآ توی اتاقشون بودن منم دا...

رمان مافیایی کوکی

سناریو جونگکوک

چند پارتی جیمین پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط