میگن از امید گفتن تو این روزا مثل گول زدن میمونه! «اما تو

میگن از امید گفتن تو این روزا مثل گول زدن میمونه! «اما تو امید بده شاید یکی گول خورد خندید.» بخاطرش بخشید. بخاطرش ادامه داد. بخاطرش تلاش کرد. این رخت سیاه نا امیدی رو از تنش درآورد. ذهنش رو آب و جارو کرد. روزگار نفس کشید. دنیا جای قشنگ‌تری شد. تو کار خودت رو بکن. تو خوب باش. تو امید بده.!؛)
پ.ن:دگر آن شب است امشب که ز پی سحر ندارد
من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد ..!؛)🥀🧡✨
#وحشی_بافقی
_اینقد تا تموم شدنش!🤌🥲
#طرح_گرجستان #گرجستان #سیاه_سفید #سیاقلم #چهره #چهره_های_معروف #نقاشی
دیدگاه ها (۰)

میگن از امید گفتن تو این روزا مثل گول زدن می‌مونه!اما تو امی...

"من... نمیتونم بکشمت. " پارت پنج.(اخر) دازای اروم نفسش ر...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

پارت ۴: تقابلِ دو دنیا(پارت اخر)روزهای بعد، مثل یک ریتم تکرا...

تک پارتی سینا ساعی وقتی

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط