کمی حالِ خوب...👌🍀❤

کمی حالِ خوب...👌🍀❤
فکر میکنم چه خوب میشد اگر آدم گذشته ها بودم
زمانه ای را می زیستم و نفس می کشیدم که حیاط خانه ها به وسعت #قلب آدم هایش بود
حوض پای ثابت حیاط بود و بوی کاهگل دیوارها تو را به عطر آشنای باران پیوند می داد
آن وقت تو می ماندی و یک آسمان آبی و سماور جا خوش کرده روی تخت کنار #حوض با قل قل بی وقفه که خواب صبحگاهت را می ربود
تو می ماندی و چای با عطر هل
و دارچین فنجان شاه عباسی معروفت
لبریز می شدی از مربای بهار نارنج دست های مادر و نان تازه ای که پدر داغ داغ به دستت می رساند
یک #صبحانه ی دلچسپ
در روزگاری که اصالت از عمق واژه ها هم گذشته بود
ماشین زمانی وجود ندارد اما #خیال پای ثابت زندگیست
می شود گاهی به گذشته ها رفت و دل خوش کنک ذخیره کرد و برگشت...📺📼
#آرامکده
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

چند پارتی بازی ممنوع

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

فیک تهیونگ

کمی حالِ خوب...👌🍀❤ دلم خانه‌ای می‌خواهد رو به آفتاب با پنجره...

دلم حیاط خانه ی پدر بزرگ را می خواهد...عصر یک روز بهاری که ب...

دلم حیاط خانه ی پدر بزرگ را می خواهد...عصر یک روز بهاری که ب...

#عطرتوبهارنارنج_است #بهار_عطر_اردیبهشتی_توستعزیز جون می گفت؛...

هر روز میام تو کوچتون ، دنبال جای پای تو تنها قدم های منو ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط