دو تا آفریقایی با یه لر داشتن تو بیابون راه میرفتن،یه دفع

دو تا آفریقایی با یه لر داشتن تو بیابون راه میرفتن،یه دفعه چراغ جادو پیدا میکنن!!یه غول ازش بیرون میاد میگه هر کدوم یه آرزو کنین.آفریقایه اولی میگه منو سفید کن فورا سفیدش میکنه،لره میزنه زیر خنده،بهش میگن چرا میخندی؟میگه همینجوری☺به آفریقایه دومی میگن آرزوت چیه؟ اونم میگه منو سفید کن،باز لره میزنه زیر خنده.بهش میگن چرا میخندی؟ میگه همینجوری!!☺ نوبت لره میشه بهش

میگن چه آرزویی داری؟میگه اون دوتا رو سیاه کن... نتیجه اخلاقی: با لر جماعت در نیوفت☺☺
😂😂😂💦🤣🤣🤣🤣
اخخخخ لعنتی ترکیدم با اینکه قدیمی بود

#مهناز_علاف
#قاصدک_بهاری

#جذاب #زیبا #خاص #BEAUTIFUL #قشنگ #بینظیر #شیک #هنری #هنر_عکاسی
دیدگاه ها (۱۰۷)

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

شلام ❤️ بریم سراغ رمان گشنجمونننننننننننن🙂🤭لتس گوووووو پارت ...

رمان عشق و انتقام

کپشننننن 🤭🎀عروسک من😈🔞پارت شصت و پنج ...نیک رفته بود بیرون م...

____[The Forbidden Crossing]____

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

کپشنننننننن😌✨عروسک من😈🔞پارت شصت و چهار دست مردونه اش روی گون...

"آرزوی یه کوچولو که حاصل عشقمون باشه....اما با رضایت شما بان...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط