شلام ❤️ بریم سراغ رمان گشنجمونننننننننننن🙂🤭
شلام ❤️ بریم سراغ رمان گشنجمونننننننننننن🙂🤭
لتس گوووووو
پارت :«9»
(تابع قوانین ویسگون)
رمان:
«عموی ناتنی من»
ویو «ا/ت»
تهیونگ داشت به موهام بوسه های کوچک میزد ، که با صدای جونگکوک یه متر پریدم رو هوا:
&داریننننننننن چه غلطیییییییی میکنیددددددددد شماااااااا منو فرستادین که غذا دروست کنم بعد شما دارین اینجا ........ استغفرالله
+واااااا آروم کر شدم ، اولن اون شوهرمه دومن خودت گفتی من میرم غذا درست کنم سومن هم نمدنم
&چرا سومی رو نگفتی خر مگس
+چونکه نمدنم الاغ جون(بچه ها فیک ها😅)
&هوففففف تو آدم نمیشی نه ؟
+فرشته هیچوقت آدم نمیشن سیسی
&ایش بیاین غذا آماده ست
منو تهیونگ پاشدیم رفتم سر میز نشستیم و شروع به خوردن غذا کردیم
(بعد غذا)
هوففف ترکیدم بمولا چینقده گرسنم بود نمدوستم هوففففففف (😅)نترکم تهیونگ بیوه شه وایستا ببینم مگه مردا هم بیوه میشن ؟؟؟
همین سوالو به زبون گشنجم اوردم:
+میگم .... احیانا مردا هم بیوه میشن ؟
همین که اینو گفتم پقی زدن زیر خنده ، واااااااا مگه چی گفتم خب ، ایش :
+هر هر رو آب بخندین مشنگا
همینجوری داشتم به من میخندیدن که رفتم یه کتاب که روی کاناپه بود رو برداشتم یدونه زدم تو کله جونگکوک:
+اییییی واییییییی خاک عالممممم
جونگکوک دستشو گذاشت رو سرش و گفت:
&ایییییی ملاجممممم
-اشکال نداره بزرگ بشی یادت میره
جونگکوک سرشو بلند کرد:
&از این بزرگتر اخههههه
&برو دعا کن که تهیونگ آینجاست وگرنه یه کاری میکردم تا صبح درد بکشی دختره خیر سر
تهیونگ بلند شد و رو به جونگکوک گفت :
-مثلا چیکارش میکردی برادر زن ؟
&هی......هیچی ، من رفتم بالا اصلا
یه تنه به من زد و سریع رفت بالا ......
خخخخخخخخ از تهیونگ میترسه ....
تو همین فکرها بودم که ........
این پارت طولانیه سیسی ها چونکه نبودم زیاد گذاشتم براتون گرلام 💕🔮
لتس گوووووو
پارت :«9»
(تابع قوانین ویسگون)
رمان:
«عموی ناتنی من»
ویو «ا/ت»
تهیونگ داشت به موهام بوسه های کوچک میزد ، که با صدای جونگکوک یه متر پریدم رو هوا:
&داریننننننننن چه غلطیییییییی میکنیددددددددد شماااااااا منو فرستادین که غذا دروست کنم بعد شما دارین اینجا ........ استغفرالله
+واااااا آروم کر شدم ، اولن اون شوهرمه دومن خودت گفتی من میرم غذا درست کنم سومن هم نمدنم
&چرا سومی رو نگفتی خر مگس
+چونکه نمدنم الاغ جون(بچه ها فیک ها😅)
&هوففففف تو آدم نمیشی نه ؟
+فرشته هیچوقت آدم نمیشن سیسی
&ایش بیاین غذا آماده ست
منو تهیونگ پاشدیم رفتم سر میز نشستیم و شروع به خوردن غذا کردیم
(بعد غذا)
هوففف ترکیدم بمولا چینقده گرسنم بود نمدوستم هوففففففف (😅)نترکم تهیونگ بیوه شه وایستا ببینم مگه مردا هم بیوه میشن ؟؟؟
همین سوالو به زبون گشنجم اوردم:
+میگم .... احیانا مردا هم بیوه میشن ؟
همین که اینو گفتم پقی زدن زیر خنده ، واااااااا مگه چی گفتم خب ، ایش :
+هر هر رو آب بخندین مشنگا
همینجوری داشتم به من میخندیدن که رفتم یه کتاب که روی کاناپه بود رو برداشتم یدونه زدم تو کله جونگکوک:
+اییییی واییییییی خاک عالممممم
جونگکوک دستشو گذاشت رو سرش و گفت:
&ایییییی ملاجممممم
-اشکال نداره بزرگ بشی یادت میره
جونگکوک سرشو بلند کرد:
&از این بزرگتر اخههههه
&برو دعا کن که تهیونگ آینجاست وگرنه یه کاری میکردم تا صبح درد بکشی دختره خیر سر
تهیونگ بلند شد و رو به جونگکوک گفت :
-مثلا چیکارش میکردی برادر زن ؟
&هی......هیچی ، من رفتم بالا اصلا
یه تنه به من زد و سریع رفت بالا ......
خخخخخخخخ از تهیونگ میترسه ....
تو همین فکرها بودم که ........
این پارت طولانیه سیسی ها چونکه نبودم زیاد گذاشتم براتون گرلام 💕🔮
- ۹۲
- ۰۹ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط