وقتی بچتون میگه مامان چجوری حامله شدی؟

نامجون:بزرگ بشی میفهمی بابایی

جین:من انقدر که ورلدواید هندسام بودم مامانت تا منو دید حامله شد😂

شوگا:ببینم تو درساتو خوندی؟
بچه:آره بابایی خوندم
شوگا:پس بگو ۲+۲ چند میشه؟
بچه:۲۲؟
برو درساتو بخون پدر سوخته😠

جونگ کوک:منو مامانت رفتیم تو اتاقو....
تو:جونگ کوووووکککک😠
جونگ کوک:باشه بابا
جونگ کوک:برو بخواب بابایی دیگه وقت خوابه

تهیونگ:به تو چه

جیمین:از مامانت بپرس

جی هوپ:منو مامانت رفتیم تو اتاق دعا کردیم تا تو به دنیا بیای

اگه دوست داشتی لایک کن😉❤
دیدگاه ها (۸)

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

پارت ۳۴خونه جین:یواش بزارش رو مبل جیهوپ جونگ کوک:خوبم بابا چ...

ادامه.....ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد...

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

Love you پارت هفدهم _بچه خودتی&ارع بابا معلوم-ایش-اصن بیخیال...

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕+نمیخوام چرا اینقدر زود من دلم نمی‌خواد اینقدرزود -لیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط