فیک نامجون پارت پانزده (میکاپ آرتیست)
رفتم جلو رو زانوهام نشستم ا.ت بیهوش شده بود سریع بلندش کردم بردم گذاشتم تو ماشین خودمم سریع رفتم نشستم و راهی بیمارستان شدم بعد ۱۵ دقیقه رسیدم
پیاده شدم ا.ت رو بلند کردم رفتم تو
داد زدم
ن . پرستار کسی هست حال دوست دخترم خوب نیستتتتت
دوتا از پرستار ها رفتن پیش اونا و دوتا پرستار دیگه با دختر اومدن ا.ت رو گذاشتن تو برانکارد
بردنش توی اتاق
پ . آقا شما نمیتوانید بیاید
نامی رفت عقب دستش رو لایه موهاش کشید
یک ساعت بعد
نامی روی زمین نشسته بود در به زمین خیره شده بود
ا.ت هنوز توی اتاق بود هیچی به نامی نمیگفتن این باعث میشد که نامی نگران تر بشه
که
گوشی نامی زنگ خورد جیمین بود باز کرد
ج . الو...چیشد...حال ا.ت خوبه
نامی خیلی آروم گفت که
ن . نه آوردمش بیمارستان
ج . چیییییییی..چراااااا
بگین اعضا هم نگران شده بودن
کوک . چی شده
ج . ا.ت توی بیمارستانه
همه . چیییییییی
ن . وقتی رسیدم خونه بیهوش بود خون بالا آورده بود
ج . چییییی....الان حالش خوبه
ن . نمیدونم یک ساعت توی اتاق هستش نمیزارن برم تو
ج . باشه خبر شد بگو
ن . باش
و بعدش قطع کرد
که همون لحظه دکتر اومد بیرون
بلند شدم
ن . چی شد حالش خوبه واسه چی اینجوری شده بود
دکتر . آروم باشید ..... شما چه نسبتی باهاش دارین
ن . من دوست پسرشم
دکتر . خانم ا.ت زخم معده دارن خونریزی داخلی هم دارن این خون ریزی و درد دوهفته شده که این علایم رو دارن تا دیر نشده باید عمل بشه
نامی باورش نمیشد که عشقش دو هفته داشت عذاب میکشید
دکتر رفت نامی رفت سمت در و در رو باز کرد ا.ت روی تخت بود چشماش بسته بود
نامی رفت جلو دشست و دست از.ت رو گرفت
خب این پارت هم تموم شد
براتون رحم کردم با این که سچشرط ها نرسیده بود بازم گذاشتم ولی این آخری بود بگم
خب شرط ها
لایک۱۰
کامنت۱۲
برید لایک و کامنت بزارید که پارت جدید رو بزارم اگه کامل نشه پارت جدید نداریم
بایییییی 🫰🏻🎀
پیاده شدم ا.ت رو بلند کردم رفتم تو
داد زدم
ن . پرستار کسی هست حال دوست دخترم خوب نیستتتتت
دوتا از پرستار ها رفتن پیش اونا و دوتا پرستار دیگه با دختر اومدن ا.ت رو گذاشتن تو برانکارد
بردنش توی اتاق
پ . آقا شما نمیتوانید بیاید
نامی رفت عقب دستش رو لایه موهاش کشید
یک ساعت بعد
نامی روی زمین نشسته بود در به زمین خیره شده بود
ا.ت هنوز توی اتاق بود هیچی به نامی نمیگفتن این باعث میشد که نامی نگران تر بشه
که
گوشی نامی زنگ خورد جیمین بود باز کرد
ج . الو...چیشد...حال ا.ت خوبه
نامی خیلی آروم گفت که
ن . نه آوردمش بیمارستان
ج . چیییییییی..چراااااا
بگین اعضا هم نگران شده بودن
کوک . چی شده
ج . ا.ت توی بیمارستانه
همه . چیییییییی
ن . وقتی رسیدم خونه بیهوش بود خون بالا آورده بود
ج . چییییی....الان حالش خوبه
ن . نمیدونم یک ساعت توی اتاق هستش نمیزارن برم تو
ج . باشه خبر شد بگو
ن . باش
و بعدش قطع کرد
که همون لحظه دکتر اومد بیرون
بلند شدم
ن . چی شد حالش خوبه واسه چی اینجوری شده بود
دکتر . آروم باشید ..... شما چه نسبتی باهاش دارین
ن . من دوست پسرشم
دکتر . خانم ا.ت زخم معده دارن خونریزی داخلی هم دارن این خون ریزی و درد دوهفته شده که این علایم رو دارن تا دیر نشده باید عمل بشه
نامی باورش نمیشد که عشقش دو هفته داشت عذاب میکشید
دکتر رفت نامی رفت سمت در و در رو باز کرد ا.ت روی تخت بود چشماش بسته بود
نامی رفت جلو دشست و دست از.ت رو گرفت
خب این پارت هم تموم شد
براتون رحم کردم با این که سچشرط ها نرسیده بود بازم گذاشتم ولی این آخری بود بگم
خب شرط ها
لایک۱۰
کامنت۱۲
برید لایک و کامنت بزارید که پارت جدید رو بزارم اگه کامل نشه پارت جدید نداریم
بایییییی 🫰🏻🎀
- ۱.۴k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط