⑧

ا/ت=میگم...
جین=هوم؟
ا/ت=ازدواج ک کردیم...میای‌ــــــ
جین=بچه دار شیم!؟
ا/ت=توبه توبه توبه خجالتتتتتتت نخیر خواستم بگم بریم مسافرت...
جین=من بچه هم میخوام😏
ا/ت=یاااااا😐
گوشیه جین زنگ میخوره
جین=بله؟.......عه چ زود!......بله الان میام!
جین قطع کرد
ا/ت=کی بود؟
جین=بریم جواب ازمایشارو بگیریم...
ا/ت=وا...چرا اقد زود حداقل یکی دو هفته ای طول میکشه...
جین=ماله ما ویژه بوده هانی😂
ا/ت=هانی؟😂اییییییییشششششش لوووووووسه چندشششششش😂
میرین و جواب ازمایش و میگیرین...
میرین پیشه دکتر
نمیدونی چرا استرس داشتی
جین جواب ازمایش و به دکتر میده و میاد کنارت
دکتر داتش جوابارو چک میکرد
دکتر=شما نسبته...خانوادگی ندارین؟
جین=نه...
دکتر=هیچ نسبته نزدیکی ندارین؟...منظورم رابطه جنسی نیستش
ا/ت=ن نداریم...
دکتر=پس چرا دی ان ایتون باهم میخونه...چند دیقه صبر کنین...
دکتر بلند میشه و میره تو یه اتاقه دیگه با جواب ازمایش
ا/ت=جین...چیشده یعنی؟
استرس داشتی
خیلیییییی
جین=بیبی هیچی نیست چرا نگرانی؟
ا/ت=اگه نتونیم ازدواج کنیم چی؟
جین=هیچی نیست...سوکجینی اینجاست تا حالت و خوب کنههه ^^
لبخند میزنی بهش
دکتر میاد
جین=نمیتونیم رابطه جنسی داشته باشیم؟
دکتر=همسرتون باکره هستن؟
جین=بله...
دکتر=خب ببینین...طبقه آزمایشات...همسرتون یه مشکلی دارن
ا/ت=چه مشکلی؟
دکتره=اول که...همسرتون اگه رابطه جنسی داشته باشه زود ارضا میشه...و این چیزه خوبی نیستش..مت قرص تجویز میکنیم..که مشکله جدی ای هم نیست فقط تا چهار ماهه اوله عروسیتون به هیچ وجه نباید رابطه داشته باشین تا اون قرصا اثر کنن
جین=اها...پس اذیت نمیشه؟
دکتر=نه چیزه خاصی نیست...و انیکه طبقه چیزی که اینجا نوشته نشون میده شما دوتا از یه مادرین...ولی پدراتون جدا هستن...
ا/ت=ی.یعنی چی؟
دکتر=یعنی مادره شما دوتا با پدرای جفتتون رابطه داشته و شما حاصلشون بودین...
ساده تر بگم
مادره شما خانوم مادره اقای کیم هم هستش...
پدره شما ا/ت خانوم با مادتون رابطه داشته و شما بدنیا اومدین...
و بعدش انگاری مادرتون با پدره اقای کیم رابطه پیدا کرده
و جین بدنیا اومده ساده تر مادرتون یکیه ولی پدرتون نه
فلش بک تو ذهنه جین
جین چهارساله
جین=مامانی کجا میری؟
مامان=دارم میرم پیشه آجی...
جین=آجی؟
مامان=اوهوم...یه راز و بهت بگم به کسی نمگی؟...
جین=نه
مامان=به باباییم نگو وگرنه منو میزنه...
جین=اوهوم...
مامان=تو یه آجی کوچولو همسنه خودت داری!
جین=واقعا؟...پس چرا تاحالا ندیدیمش؟
مامانت یه لبخند میزنه و میره
جین میدوعه سمته پنجره و از پایین یه دختر کوچولو رو میبینه که میدوعه بغله مامانت و بعده لبه یه اقایی و میبوسه
جین اخم میکنه و میره به باباش همه چیو میگه
شب که مامانش میاد خونه پدره جین یا همون هانسوجون با کمربند مادره جین یا همون هاینا (اسمه مادرتون) رو انقد میزنه که هاینا خون بالا میاره
و میبرتش تو ماشین
جین از پنجره همه اتفاقات و دید
همه شو...واسه یه بچه چهارساله حضم کردنه این اتفاق سنگین بود
هانسوجون هاینا رو ه صندلی میبنده و یه آجی میزاره رو گاز و خودش از ماشین پیاده میشه و ماشین میره تو دره
جین اون شب خوابش نبرد
پایانه فلش بک
جین اشک میریخت
تو ذهنش
جین=پس اون دختر...ا/ت بود...و من الان عاشقشم؟
فلش بکه ا/ت
ا/ت چهارساله
ا/ت=مامانیییییی
میدوعم بغله مامانی
هاینا=عزیزه دلمممم خوشکلم...
تو بغله مامان که بودم چشمم به یه پسر بچه افتاد که داشت از بالا پنجره نگامون میکرداونم با اخم
بهش لبخند زدم ولی اون رفت
شب که شد...
خبره مرگه مامانم رسید...
و پدرم حالش خیلی بود
پایانه فلش بک
ذهنه ا/ت
پس اون پسر بچه جین بوده...
جین=ی.یعنی...چون مادرمون یه نفره...نمیتونیم ازدواج کنیم؟؟؟؟
دکتر=چرا میشه...خواستم فقط بدونین...وگرنه مشلی نیست...
ا/ت=ممنون...
رفتین نشستین تو ماشین و تو شر شر اشک میریختی
جین=توروخدا گریه نکن عشقم...لطفا
دیدگاه ها (۱۵)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۷ بعد از پاشدم لباسمو عوض کر...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

stolen

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

تکپارتی جونگ کوک

پارت ۴ ویو مادر تهیونگ :حق با تهیونگه ا/ت واقعا دختر خوبیه ا...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

پارت: پنجرمان: رویای منکاترین: بچه ها دیدینش؟ جنیلا: آره من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط