{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my life

my life

ویو جیمین
جونگ کوک زنگم زد گفت دوباره این دختره ( یونا ) دوباره اومده شرکت نامجون گفته میخام جونگ کوک ببینم منم گفتم ا/ت بیاد که بگه دوست دختر جونگ کوکه
ا/ت: اومدم بریم
جیمین : بریم
ویو ا/ت
سوار ماشین شدیم یک ربع تو راه بودیم وقتی رسیدیم با ی شرکت خیلی بزرگ روبرو شدم واو خیلی قشنگه
ا/ت : اینجاس
جیمین : اره بیا بریم تو
ویو جیمین
با ا/ت وارد شرکت شدیم
جیمین : ا/ت ی دختره ی هرزه هس اسمش یوناعه یعد هی به جونگ کوک میچسبه میشه نقش دوست دختره جونگ کوکو بازب کنی خواهش
ا/ت : چییییییی حالت خوبه
جیمین: خواهششش
ا/ت : خیلی خب حالا این جونگ کوک کجا
جونگ کوک : اینجام ( با صدای بم )
ویو ا/ت
تا اومدم حرفمو کامل کنم با صدای بم حرفم قط شد بر گشتم تا ببینم کیه با ی پسر خیلی خوشتیب روبرو شدم
ا/ت : ا/ت هستم
جونگ کوک : بله حیمین گف
ا/ت : حالا ولش من باید چیکار کنم
جونگ کوک و جیمین بهم نگاه کردن بعد به من نگاه کردن بعد جیمین گف
جیمین : .‌‌....
دیدگاه ها (۱)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

تکپارتی | جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط