radical
۳۴۴
پسند
گُنگ 🫥
در من چيزى كم بود و
در اين زندگانى هم چيزى كج بود.
ميان ما و اين زندگانى يك چيزى گنگ ماند.
ما دير آمديم، يا زود.
هرچه بود به موقع نيامديم.
از کتاب “ كليدر “
[ محمود دولت آبادى]
دانلود
۲۴.۷k
۰۸ بهمن ۱۳۹۹
دیدگاه ها (
۲
)
💙امروز از جلوی یه مدرسه رد میشدم بچهها یه فحشایی میدادن که ...
پارت دو
بعضی عشقها شبیه لحظهای کوتاهاند؛ میآیند، قلب را به تپش م...
رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...
℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 2 | چیزی شبیه حسادتچند هفته از شروع ترم گذشته بود...
#چند پارتی تهیونگ و اتنزدیکای عصر بود. توی خیابون ها قدم میز...
پارت نوزدهم《Custom kiss》 +رفتم سم...
پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...
فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد
رمان جونگکوک
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین