{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌

#part82

من:ایی دهن لق پس گفت باهم تو رابطه هستیم آره

بابا:خوب خودم از زبونش کشیدم بیرون پسر خوبی بود
ولی خب به آراد که نمیرسه

من:بابااا اینو الان جدی گفتی
اصن آراد و میشناسیش اون اخلاق گندشو دیدی

بابا:اره جدی گفتم آراد پسر خوبیه پولدار و با کمالات اخلاقشم که بنظرم خوبه خوش تیپ و قیافه ام که هست

من:ولی به سعید من نمیرسه

مامان:اووو چه حرفا سعید توووو

من:بله سعیدِمن

یکم نشستم و با مامان و بابا گپ زدم میوه خوردیم ساعت۱بود که رفتن بخوابن

مامان:توعم زود برو بخواب دیگه

من:باشه میرم

یکم ماهواره دیدم و رو همون کاناپه خوابم برده بود

چشامو وا کردم یه کشی به بدنم دادم و رفتم دست و صورتمو شستمو رفتم صبحانه

من:اع نیما کی اومدی

نیما:به تو چه

من:نمیتونی دو دییقه درست بحرفی

نیما:نهه ولم کن بابا

من:با کدومشون کات کردی

نیما:با سعید

من:چی؟ ... ..
دیدگاه ها (۵)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part83نیما:با سعیدمن:چییی؟نیما:عجب آدم بیشعور...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part84رفتم تو اتاقمو تصمیم گرفتم یکم مرتبش کن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part81نشستم همونجا به دیوار زل زده بودم تو فک...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part80که اخر یکی جواب داد×بله بفرمایید چیه خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط