قسمت صد و شصت و یکم

#قسمت‌صد‌و‌شصت‌و‌یکم

جوری روی صندلی نشسته بودم که هر لحظه ممکن بود از اون طرف بیفتم.دو تا پام رو جفت کرده بودم و چسبونده بودم به هم و درست نصف تنم وسط راهروی میانی واگن، به حول و قوه الهی، روی هوا مونده بود.
چشمم به قیافه نکبت سگ اون خانوم بود که روی زمین بین پای اون زن و صندلی جلو نشسته بود و با هر حرکتی که می‌کرد قلب من دوتا می‌شد!
+از سگ من خوشتون می‌آد!؟
_ببخشید!؟
+از سگا ... بدتون که نمی‌آد؟ ... اسم سگ من فیلوئه. خیلی مهربونه؛ نازه؛ نه!؟
_بله لابد نازه!... البته، من کلاً از حیوونا خوشم می‌آد ... (یهو سگه پا شد وایساد!) ... اما یه مقداری از سگا خوشم نمی‌آد؛ یعنی اصلاً خوشم نمی‌آد بیان جلو خودشون و بمالن به من ...

✍🏻ا.م

#کتابخوانی
#زندگی_مثبت_کتاب_خوانی
#چشم‌های‌باز_پلک‌های‌بسته

#بصائرحسینیه_ایران
#basaerehoseiniyeh
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
✅ ایتا، سروش، بله، گپ، روبیکا، آی گپ، آپارات، هورسا، پاتوق، ویسگون، باهم، نزدیکا، تلگرام، اینستاگرام و توییتر با 👈👇👈👇👈👇

🆔 @basaerehoseiniyeh
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی (درخواستی)

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۸: «دازای و چویا - اعتراف» 🤍🖤**صحنه ۱ -...

Cold melody part 9سه هفته از اون روزِ فاجعه گذشت. رابطه‌یِ م...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

چند پارتی (درخواستی)

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۱۹: انفجارِ حقیقت در اتاقِ ف...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۴ پارتغروب شده بود ...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط