فیک وقتی عاشقت میشه پارت۱۹

فیک وقتی عاشقت میشه پارت۱۹


یه دفع دیدیم مامانم با بابام و دوستم چاگیا دارن میان

من=یا خدا تهیونگ حالا چیکار کنم

تهیونگ=آروم باش🤣

من=باشه

مامانم=این چه چخبر چرا این همه آمبولانس اینجا چیکار میکنه

من=مامان قول میدم توضیح بدم مامان نمیدونم کی این کارو کرده ولی یکی تو غذا پودر دل‌درد ریخت 😃( فقط استیکر🤣)

مامانم=بزنم تو دهنت مگه من بهت نگفتم بزار خودمم بالا سرت باشم الان اگه اینا ازمومن شکایت کنن چی هاننننن( با داد)

تهیونگ= ببخشید خال ولی تقصیر لیا نبود

یونا=چرا خاله من خودم دیدم لیا توی غذا پودر ریخت😃

من= دختر احمق من این کارو نکردم نکنه خودت بودی

یونا=نخیرم من نبودم

من=چرا من میدونم چطوری دست رو رو کنم

چاگیا=تو باز با اینا آشتی کردی

من=چگیا ولم کن 🥺

مامانم=من نمیدونم واسه شما چه اتفاقاتی اوفتاده من فقط میخام بفهمم کی این کارو کرده خدمت کار بیا اینجا ببینم

خدمت کار=بله خانوم

مامانم=تو از اول تا آخر اینجا بودی پس میدونی چی شدههههههه

خدمت کار = نه بخدا من ندیدم

مامانم=پس کار خودت

خدمت کار =نه بخدا

مامانم=الان از شکایت میکنم زنیکه عوضی

خدمت کار=بخدا خانوم تقصیر من نیست تقصیر آین دخترست به من گفت بهت پول میدم توهم بزار توغذا پودر دل درد بریزم

تهیونگ=یونا تقصیر تو بود

یونا=اره اصلا کار خوبی کردم دوست داشتم

مامانم=یدونه زد تو صورت یونا( مامان اصاب نداره 🤣)

خدمت کار = خانوم جانگ لطفا منو ببخشید من واقعا به این پول نیاز داشتم ببخشید( با گریه)
تهیونگ=ببخشید چرا دختر عموی منو می‌زنید

مامانم=خفه شو میدونی دختر عموت چیکار کرده

تهیونگ=میدونم کار خیلی بدی کرده ولی شما حق نداشتید این کارو کنید

من=واقعا که تهیونگ متاسفانه دیگه من باهات دوست نمیشم

مامانم= چی مگی تو با این دوستی

من= مامان توضیح میدم برید گمشید دوتاتونم بیرون برید( با داد)

تهیونگ=فکر کردی تو نباشی من میمیرم اصلا میرم با یونا دوست میشم توهم هیچ غلطی نمیتونی بکنی

من=برو گمشو هرکاری دوست داری بکن
مامانم=یا خدا اینجا چه خبر

بعدز اینکه اونا رو بیرون کردم گذاشتم رفتم
تو اتاقم درم قفل کردم

چاگیا= خاله من دیگه برم متاسفم بخاطر این اتفقا

مامانم=نه دختر تو که کاری نکردی

چاگیا= خدافظ

مامانم = خدافظ

خدمت کار = خانوم منو ببخش

مامانم=گمشو بیرون بدو

خدمت کار =باشه ولی بازم میگم ببخشید

مامانم=برو برو بیرون

۲۵تالایک
۱۰کامنت
دیدگاه ها (۲۸)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

ـLove and the moonPart48یونا بلند داد زد: گمشو عوضی دیگه به...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت شانزدهمساعت ده شب، ماشین تهیونگ ...

پارت 5لحظه ی دیدار با تووقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در ا...

بی رحمی؟🥺پارت¹⁵(^-^)ویومادر جوندرو باز کردم با یه دختر گوگول...

رمان

Iove and the moonPart21جیمین: تمام هم کار ها توجه کن خانم ...

#میکاپ_آرتیست_من

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁸نور خورشید از لای پرده ها به صورتش می...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط