پارت 5
پارت 5
لحظه ی دیدار با تو
وقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در اورد تا تشکر کنه دید اون هانا دوست دختر قبلیشه
تهیونگ : تو اینجا چیکار میکنی ؟ (عصبی )
هانا : اه ددی جون اذیت نکن دیگه من مست بودم اشتباه کردم
تهیونگ : من کل اینجارو رزرو کردم ، به چه حقی اجازه دادید این دختر بیاد داخل
هیچکس حرف نمیزد
یکی از کارکنان ا.ت رو به سمت جلو حرکت داد و گفت : جناب کیم این دختر
ا.ت از همه جا بی خبر بود ، چرا اون باید همچنین کاری میکرد
تهیونگ : تو ؟ پس تو گذاشتی بیاد داخل ، به چه حقی ؟ برای چی گذاشتی بیاد داخل ؟
ا.ت : من این کارو نکردم
تهیونگ : دروغ نگو
ا.ت : دروغ نمیگم ، فقط اومدم سفارش تورو بگیرم و بعد رفتم همین ، چرا باید اون دختر رو بزارم بیاد داخل ؟
تهیونگ حرفی نزد و قهوه اش رو برداشت ، به سمت در خروجی رفت ، دست کرد توی جیبش و پول زیادی رو پرت کرد روی میز ، و بعد رفت بیرون
هانا نداشت پای تهیونگ از در بره بیرون که ، رفت دنبالش
ا.ت : اعصبانی شده بود ، چون کاری نکرده بود و مقصر شده بود
لحظه ی دیدار با تو
وقتی تهیونگ سرش رو از داخل گوشی در اورد تا تشکر کنه دید اون هانا دوست دختر قبلیشه
تهیونگ : تو اینجا چیکار میکنی ؟ (عصبی )
هانا : اه ددی جون اذیت نکن دیگه من مست بودم اشتباه کردم
تهیونگ : من کل اینجارو رزرو کردم ، به چه حقی اجازه دادید این دختر بیاد داخل
هیچکس حرف نمیزد
یکی از کارکنان ا.ت رو به سمت جلو حرکت داد و گفت : جناب کیم این دختر
ا.ت از همه جا بی خبر بود ، چرا اون باید همچنین کاری میکرد
تهیونگ : تو ؟ پس تو گذاشتی بیاد داخل ، به چه حقی ؟ برای چی گذاشتی بیاد داخل ؟
ا.ت : من این کارو نکردم
تهیونگ : دروغ نگو
ا.ت : دروغ نمیگم ، فقط اومدم سفارش تورو بگیرم و بعد رفتم همین ، چرا باید اون دختر رو بزارم بیاد داخل ؟
تهیونگ حرفی نزد و قهوه اش رو برداشت ، به سمت در خروجی رفت ، دست کرد توی جیبش و پول زیادی رو پرت کرد روی میز ، و بعد رفت بیرون
هانا نداشت پای تهیونگ از در بره بیرون که ، رفت دنبالش
ا.ت : اعصبانی شده بود ، چون کاری نکرده بود و مقصر شده بود
- ۹.۸k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط