سناریو چندپارتی جونگ کوک
پارت ۵
صبح شده بود و آفتاب به چشمت میخورد
+ کوکی
_ هوممم ؟؟؟
_ نمیبینی خوابم ؟؟؟
+ ببخشید
تو دلت میخواستی بغلش کنی ولی خجالت میکشیدی
صورتت سرخ شده بود
_ چیشده ؟
نمیتونستی حرفی بزنی
_ میخوای بغلت کنم ؟
+ اوهوم
محکم بغلت کرد
تو هم کل صورتش رو میبوسیدی
گوشیش زنگ خورد
_ بله ؟
نامی: کوکی نمیای بیرون ؟
_ داری کجا میری ؟
نامی:با جین میریم کافه
_ اوکی میام
قطع کرد
_ هممممم
_ گرسنمهههه ا/ت
+ چی میخوای ؟
_ امممم...کیک میخوام
+ کیک ؟!
_ آره
+ اوهوم فهمیدم
رفتی تو آشپزخونه
در یخچال رو باز کردی
+ کوکی
_ هومممممممم؟!!
+ بیا
_ این که کیک توعه
+ اشکالی نداره
_ ممنون
دوباره گوشیش زنگ خورد
_ بلهههههه؟؟!!
نامی : کوکی زود باش بیا
_ دارم لباس میپوشم
قطع کرد
رفت تو اتاق
بعد چند مین لباسش رو پوشید
_ میبینمت ا/ت
+ کوکی دوست دارم
_ منم دوست دارم ا/ت
( ☆∀☆)
صبح شده بود و آفتاب به چشمت میخورد
+ کوکی
_ هوممم ؟؟؟
_ نمیبینی خوابم ؟؟؟
+ ببخشید
تو دلت میخواستی بغلش کنی ولی خجالت میکشیدی
صورتت سرخ شده بود
_ چیشده ؟
نمیتونستی حرفی بزنی
_ میخوای بغلت کنم ؟
+ اوهوم
محکم بغلت کرد
تو هم کل صورتش رو میبوسیدی
گوشیش زنگ خورد
_ بله ؟
نامی: کوکی نمیای بیرون ؟
_ داری کجا میری ؟
نامی:با جین میریم کافه
_ اوکی میام
قطع کرد
_ هممممم
_ گرسنمهههه ا/ت
+ چی میخوای ؟
_ امممم...کیک میخوام
+ کیک ؟!
_ آره
+ اوهوم فهمیدم
رفتی تو آشپزخونه
در یخچال رو باز کردی
+ کوکی
_ هومممممممم؟!!
+ بیا
_ این که کیک توعه
+ اشکالی نداره
_ ممنون
دوباره گوشیش زنگ خورد
_ بلهههههه؟؟!!
نامی : کوکی زود باش بیا
_ دارم لباس میپوشم
قطع کرد
رفت تو اتاق
بعد چند مین لباسش رو پوشید
_ میبینمت ا/ت
+ کوکی دوست دارم
_ منم دوست دارم ا/ت
( ☆∀☆)
- ۴۸.۱k
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط