...🗣

...🗣

حس میکنم از امروز صبح که فهمیدم دیگه هیچی بینمون نیست
قلبم دیگه نمیزنه ،نمیدونم تقصیره منه یا تو!
اخه من که کاریت نداشتم حرفی بهت نزدم، وقتی میدیدم با دخترا راحت میگی و میخندی و با یه پسوند جان ،صداشون میکردی
من به روت اوردم که قلبم درد میگیره؟به روت اوردم که له میشم؟
نه ،چون ترسیدم ناراحت شی و بزاری بری اما الان ک نیستی میفهمم گفتنم با نگفتم فرقی نداشت وقتی تو یه ادم تنوع طلبی و عشق منو نادیده میگیری
دیدگاه ها (۴)

ددی خون آشام من

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 54 "" فلش بک | دو سال ...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

سناریو قفل آبی

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 4به هرحال اون چیزی که نب...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

مراورید سفیدپارت²²ات:نمیدونم...یونگی:خب...مهم نیست..اما فکر ...

pawn/ ادامه پارت ۳۵

𝐒𝐥𝐚𝐯𝐞 /برده/𝐏𝐚𝐫𝐭‌ 𝟔𝟗( ويو جونگکوک )احساس کردم که دیگه قلبم ن...

BLACK LOVE(PART2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط