پارت 14

پارت 14
ته ته:بریم که همین الانشم دیر شده
همه:بریم
ویو بورا
این کو.نی دوباری اومد شکنجم کرد و رفت فقط ازم خون می‌ رفت بدن درد شدید گرفتم همش فک میکردم کی نجات پیدا میکنم که یه صدا مانع فک کردنم شد یکی داشت درو میکوبید که در شکست جونگ کوک و یونگی باهم وارد شدن جونک کوک تا منو دید اشکش بدو اومد سمتم و بغلم کرد
بورا:ایی آروم تر جئون
کوک:بمیرم برات ببخشید عشقم
بورا:من دیگه عشقت نیستم من فرق کردم
کوک:برام مهم نیس برای من تو همون بورا ی تو باری
بورا:(لبخند تلخ)
یونگی:کوک بدو بورا رو باید ببریم بیمارستان خون زیادی ازش رفته
کوک:پس سریع میریم از اینجا به اعضا هم بگو اون عوضی رو ببرن اتاق شکنجه دوس پسرشم برام بیارین
یونگی:چه انتقامی(یونگی مری می😭😭)
کوک:بورا بیا بریم
بورا:باش ولی اینو یادت نره من بهترین مافیا جهان هستم تو فقط داری یه لطف میکنی
کوک:بله بله(خنده)
بورا:نخند
کوک:چشم(خندشو نگه میداره
ویو اعضا
کل عمارتو گشتن و لونا رو پیدا کردن بعد بیهوشش کردن و بابا کمک گوشی لونا آدرس دوست پسرشم پیدا کردن و اونم بردن عمارت خودشون
ویو کوک و بورا
کوک:بیا بریم بیمارستان حالت صد درصد خوب میشه
بورا:ولی یه چیزی برنمیگرده
شرط:10 تا لایک
دیدگاه ها (۰)

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

Love you پارت ششم!نمیزارین بگم ک-بگو دیگ بدو!پلیسا جای یکی ا...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

«آرامش» پارت: 4«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»ته. تقصیر ت...

ددی خون آشام من

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت پنجم » تهیونگ بود . جونگکوک با عصبانیت...

کوچولوی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط