🌼 گلچین اشعار سعدی با شرح و بسط و معنی(1) ...

1- همه عمر برندارم سر از این خمار مستی
همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی

نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی

برو ای فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایی من و عاشقی و مستی

دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

که چو قبله‌ایت باشد به از آن که خود پرستی

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی

گله از فراق یاران و جفای روزگاران

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستی

معنی شعر: اولین شعر سعدی که در این گلچین اشعار برای شما در نظر گرفته‌ایم دارای مضامینی زیبا در وصف خدا است. سعدی در این شعر به زیبایی به وصف ارتباط با خدا و ماهیت ازلی تا ابدی خداوند پرداخته است. عبارت دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی در این شعر سعدی مشخصا به ماهیت فنا‌ناپذیر خدا اشاره کرده است. معنی کلی این شعر سعدی در این باره است که خود را در برابر عظمت عالم و خدا هیچ پندار و گلایه‌ای مکن.
دیدگاه ها (۱)

همه عمر برنـــــدارم سر ازین خمار مستــــــیکه هنوز من نبودم...

و یا این غزل بسیار زیبا که بارها و بارها هم که بخوانمش باز ه...

...همه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو...

همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستیهمه عمر برندارم، سر ازای...

‍ #شعر#سعدیهمه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبو...

#همه عمر برندارم سر از این خمار مستی...که هنوزمن نبودم که تو...

همه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در...

‌همه عمر برندارم سر از اين خمارِ مستىكه هنوز من نبودم، كه تو...

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو د...

همه عمر برندارم سر از این خمار مستیکه هنوز من نبودم که تو در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط